پست‌ها

شطحیات اجتماعی (۱۰) | سوء‌هاضمه‌ی فمینیستی!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد ۱ـ با دانشجویان ارشد جامعه‌شناسی، درس «جامعه‌شناسی زنان» را به صورت مجازی در هفته‌ی گذشته داشتم. سخن از «تبعیض جنسیتی» بود. یکی از دانشجو‌یان از ارومیه که در آموزش و پرورش، معلم ریاضی است در ضمن این‌که موافق بود که تبعیض جنسیتی وجود دارد در آخر صحبتش گفت: «الحمد‌لله نرخ اشتغال زنان در پست‌های مدیریتی بالاتر در ادارات آموزش و پرورش ارومیه تقریباً دو برابر شده». این «الحمد لله»ی که او گفت ذهنم را درگیر کرد. ۲ـ به دانشجو گفتم: فرض کنید سفره‌ای پهن شده‌ و غذای چهار نفر در آن آماده است حال آن‌که روز قبل در همین سفره، دو غذا وجود داشت. حالا غذا چند برابر شده‌است؟ گفت: دو برابر گفتم: بسیار خوب. حالا فرض کنید ده نفر نیازمند غذا هستند و دور این سفره نشسته‌اند. حالا اگر این ده نفر از ۲۰‌درصد غذای‌‌شان به لحاظ مقدار و کیفیت صرف نظر کنند پس هر یک به چند درصد غذا نیاز دارد؟ گفت: ۸۰ درصد گفتم: حالا آن چهار ظرف غذا (که نسبت به روز قبل دو برابر شده‌بود) چند درصد نیاز این ده نفر را که هر یک به هشتاد‌ درصد غذا

شطحیات اجتماعی (۹) | خوابِ ما: کیف‌قاپی!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد ۱ـ یکی از عزیزانی که این شطحیات را دنبال می‌کند و از جمله‌ی صاحبان اعتقاد دینی هم هست برایم نوشت: «شرایط اجتماعی امروز چنان شده که رمق و انگیزه‌ی هیچ کاری را ندارم و نیمی از انرژی و زمان مفیدم به این می‌گذرد که بتوانم نسبت به وقایع پیرامون، خودم را توجیه و آن‌ها را تفسیر کنم. باورتان می‌شود در یک ماه گذشته در محله‌ای که زندگی می‌کنیم دو کیف‌قاپی خشن برای خانمم و خواهر خانمم اتفاق افتاده؟ یعنی اول کتک می‌زنند و بعد کیف و گوشی را بر می‌دارند. چه کسی پاسخ‌گوی این حس ناامنی و ترس و آسیب فیزیکی خواهد بود؟»! ۲ـ ساده بگویم: مادر همه‌ی مشکلات در همه جا «بی‌کاری» است. پدر مشکلات، «کم‌گرایشی» به «نظام حکم‌رانی» است. ما در ایران با هر دو عامل دست به گریبانیم. داستان این نیست که فعلاً «تحریم» هستیم و اگر آزاد شویم مشکلات، حل خواهد شد چرا که آن زمانی که تحریم نبودیم باز هم نرخ بی‌کاری، سیر صعودی داشت. از سوی دیگر چون توزیع عادلانه‌ی فرصت‌ها از ابتدای دوره‌ی سازندگی در زمان جناب هاشمی رفسنجانی تاکنون نداشته‌

شطحیات اجتماعی (۸) | «مرگ» کرونایی: «آگاهی» اجتماعی!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد بمیرید بمیرید در این عشق (بخوانید: کرونا) بمیرید ـ در این عشق چو مردید همه روح پذیرید بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید ـ کز این خاک برآیید سماوات (بخوانید: آگاهی) بگیرید دیروز بود که یکی از روزنامه‌نگاران به دنبال اصرارش در روزهای قبل، دوباره در واتس‌اپ پیام داد: او: سلام دکتر بخارایی عزیز. درباره‌ی یادداشت به نتیجه‌ای رسیدین؟ بالاخره لطف شما شامل حال من میشه؟                                    من: سلام. باور کنید چیز جدیدی به ذهنم نمی‌رسه که برای یادداشت مناسب باشه. مگر این‌که شما پرسش‌های جدیدی در مورد کرونا داشته باشید. او: بحث بیش‌تر حول محور افزایش ابتلا و مرگ به دلیل وجود کرونای انگلیسی هست و ادامه‌ی روند دورکاری‌ها و اعمال قرنطینه و رعایت پروتکل‌ها توسط مردم. من: می‌دونم. واقعاً این مطلب جدیدی نیست. او: بله کرونا که همونه فقط با شدت بیش‌تر. من: مطالب قبلی را می‌توانید تکرار کنید. باید پرسش جدیدی داشت. او: محور یادداشتی که گفتن اینه: رفتار مردم در مواجهه با محدودیت‌های کرونایی. من:

شطحیات اجتماعی (۷) | آغازیدن از «مرگ»!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد «مرگ» به معنای رفتن یا بازگشتن؟ ۱ـ اهالی «دیانت»، «مرگ» را حلقه‌ای بین «بودن» و «شدن» می‌پندارند. اهالی «بودن»، دنیای خود را تولد و مرگی می‌دانند که «نقدِ بودن» را به چیز دیگری که «شاید» نقدتر یا پندار خودساخته باشد ترجیح نمی‌دهند. «نقد» را می‌چسبند تا اگر به آن رسیدند شایسته‌گی «نقدتر» را هم داشته‌باشند هر چند صرفاً ذهنی باشد. پس از پایان زندگی که «مرگ» است آغاز می‌کنیم و به امروز ره‌سپار می‌شویم. شروع از پایان ...! ۲ـ «مرگ» را می‌توان پایان همه چیز تلقّی کرد یا معلول تباهی و خرابی بدن دانست. مرگ را می‌توان رهایی روح از قید بدن، پندار کرد تا حرکت جوهری‌اش را ادامه دهد و هم‌چنان «بدن» را خوار شمرد که در زمان مرگ، کهنه و درمانده شده‌است. «مرگ»، هر چه باشد ترس‌ناک است و برای همین، برخی آن را آغاز فلسفه‌پردازی یا برخی دیگر، علت نهایی ادیان دانسته‌اند. همه این‌ها به این دلیل است که انسان، شاید تنها موجودی است که به حتمی بودن مردنش «آگاهی» دارد! با «اضطراب» ناشی از این آگاهی چه باید کرد؟ برخی به ه

شطحیات اجتماعی (۶) | دوقطبی شدن شخصیت: دوقطبی شدن جامعه

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد خودکشی آزاده نامداری (یا خودکشانده، نمی‌دانم) مانند هر پدیده‌ای در متن زمانی و مکانی و اجتماعی خودش قابل تحلیل است. ایشان در شرایطی که صداوسیما در اعتراف‌گیری اجباری و شکنجه آزادی‌خواهان، شریک جرم بود در قاب تلویزیون ظاهر می‌شود و چادر و حجاب حکومتی را تشویق می‌کند. این در حالی بود که برخی زنان برای رفع حجاب اجباری، تلاش می‌کردند و هزینه می‌دادند. او می‌خواست (یا می‌خواستندش!) به مشهوریت یک شبه و تنعمات ناشی از آن برسد. طبیعی است که کشف حجاب او در خارج، خبرساز و منتشر شود.‌ یحتمل، نهایتاً نتوانست فشار روحی ـ روانی را تحمل کند. یا این‌که از عمل‌کرد گذشته‌ی خود و «خواهی نشوی رسوا، هم‌رنگ جماعت شو»یی که با ژست حامی چادر گرفته‌بود شرم‌ناک بود. نمی‌دانم … به هر حال متأسفانه جامعه‌ی ما در شرایط جنگ نرم یا سرد متمایل(!) به جنگ سخت یا گرم به سر می‌برد. جامعه دوقطبی شده‌است و این یکی از نشانه‌های فروپاشی اجتماعی است. تا خرداد ۱۴۰۰ و ایام انتخابات، باز هم از این شطحیات خواهم گفت.

شطحیّات اجتماعی (۵) | «کرونا»ی ایدئولوژیک

تصویر
پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد یک سال پیش در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۹ در بند ۳ یک یاداشت برای روزنامه‌ی ایران نوشتم: «پس از دوره‌ی عرض اندام «کووید ۱۹»، نقش «دولت‌ها» در کنترل و مدیریت کلان جوامع بیش از پیش مورد توجه قرار خواهد گرفت. در این میان، دولت‌هایی که عرصه‌های اقتصادی را با چالش مواجه ساخته‌‌اند و آن را با محوریت «ایدئولوژی» در هم آمیخته‌اند با بحران روبه‌رو خواهند شد زیرا صلاحیت‌شان از سوی اعضای جامعه مورد داوری قرار خواهد ‌گرفت»! اینک دقیقاً یک سال گذشته و می‌بینیم که اندر خم یک کوچه‌ایم و معلوم نیست در این جمعیت بیش از هشتادمیلیونی، آن صد یا دویست‌هزار نفری که مشخص نیست چه محلولی را به جای واکسن تزریقانده‌ شده‌اند چه حالی دارند! در انگلیس بیش از چهل درصد مردم واکسینه شده‌اند و این‌جا یکی در مقام رهبری می‌گوید که حق خرید واکسن از غرب را ندارید، این یکی در مقام رئیس دولت می‌گوید که ما واکسن را به هر طریقی تهیه خواهیم کرد و هم او دیروز هم گفته: «عبادت مردم و مناسک مردم، مهم است» و پریروز در کابینه‌اش تصمیم گرفته بود که

شطحیّات اجتماعی (۴) ‏| ‏رو‌‌یای «اصلاحات ساختاری»!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد 🖋 احمد بخارایی | جامعه‌شناس ۱ـ چه تفاوتی وجود دارد بین «ساختار» و «ساختاری»؟ اولی از زمره‌ی «مصادیق» است و دومی از جمله‌ی «مفاهیم» مانند پدر و پدری. به عنوان مثال، «ساختار اقتصادی» یعنی آن‌چه هست و مشاهده می‌شود (در مقام قانون یا اجرا) و «اقتصاد ساختاری» یعنی اقتصادی که ریشه‌دار است به گونه‌ای که تکانه‌های اجتماعی با موج بالا، کم‌تر تخریبش ‌می‌کند. بنابراین «اصلاح ساختار»، یعنی بازسازی در ساختار‌های اجتماعی موجود، مثلاً در ساختار حقوقی اگر اقتدار نسبی ولایت فقیه به اقتدار مطلق ولایت فقیه، تغییر یابد(چنان‌که یافت!) یک اصلاح ساختار معطوف به ایدئولوژی تحقق یافته. این ایدئولوژی می‌تواند در اصلاحات ساختاری هم نقش‌آفرین باشد. بر همین اساس، انقلاب ۵۷ در ایران هم که برخی از یک زاویه، «ارتجاعی» قلمدادش کرده‌اند یک اصلاحات ساختاری است. پس در مقوله‌ی «اصلاحات ساختاری» ماهیتاً یک تغییر اساسی و گاه انقلاب نیز نهفته‌ است. ۲ـ «اصلاح» یک مفهوم است که وقتی به موضوعی، ضمیمه می‌شود تازه معنای ملموس می‌یابد. می‌گ

شطحیات اجتماعی (۳) | «بحران مقبولیت» نظام شیعی در ایران

پراکنده خواهم‌گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد در شطحیات (۲) گفته‌بودم که نظام سیاسی در ایران از میان چهار مؤلفه‌ی «مشروعیت سیاسی» در سه مؤلفه، مشکل بحران‌‌آفرین ندارد که عبارتند از: حقانیت، قانون‌مندی و کارآمدی (البته با تعاریفی که گذشت!) اما در مؤلفه‌ی چهارم یعنی «مقبولیت» (Acceptability) با بحران مواجه است که این به تنهایی هم‌وزن همه‌ی آن سه عنصر قبلی در ناپایداری سیاسی در ایران است. دوستان خواستند بیش‌تر توضیح دهم. ۲ـ «بحران مقبولیت» مانند هر پدیده‌ای از چهار زاویه معطوف به سه زمان، قابل تحلیل است.  ۲ـ۱ـ به اعتبار تبارشناسی جامعه: الف ـ ما با «بحران مقبولیت» مواجهیم زیرا به اعتبار بستر فرهنگی و مذهبی، اینک و هم‌چنان تندیس «ولایت ـ امت» در میادین شهر‌ها به جای «دولت ـ ملت» خود را می‌نمایاند که نزد برخی تاریخ گذشته است. ب ـ ما با «بحران مقبولیت» مواجهیم زیرا به اعتبار بستر جهانی، الگوهای حکومت‌مداری در ایران با روند جهانی‌شدن، ناساز است. ۲ـ۲ـ به اعتبار «شکل» در زمان اکنون: الف ـ ما با «بحران مقبولیت» مواجهیم زیرا به طور عریان مشاهده می

شطحیات اجتماعی (۲) | نگاه از دور: «فرانگاهی» به دست‌وپا زدن حاکمیت!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد ۱ـ این روزها خیلی‌ها ابراز نگرانی می‌کنند. از چی؟ از توافق‌نامه ایران و چین که قرار است طی قراردادهای بعدی حدود ۴۰۰ میلیارد دلار از سوی چینی‌ها در ایران طی ۲۵ سال در صنایع نفت، گاز، راه‌آهن و جاده‌سازی سرمایه‌گذاری شود. عمدتاً معترضان دو دسته‌اند و اعتراض‌ها متوجه دو امر است: الف ـ خود توافق‌نامه، فلذا می‌گویند طبق اصل ۱۵۳ قانون اساسی، هر گونه قرارداد که موجب سلطه‌ی بیگانه بر منابع طبیعی، اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شؤن کشور گردد ممنوع است. ب ـ طرف قرارداد چینی که «حاکمیت ایران» است و استدلال می‌کنند که چین با این همکاری به تداوم حیات نامشروع حاکمیت در ایران مدد می‌رساند. نامشروع بودن را هم مبتنی بر نمایندگی نکردن همه‌ی ملت از سوی حاکمیت مستبد می‌دانند. ۲ـ معترضان در گروه نخست که هنوز از محتوای توافق‌نامه مطلع نیستند کلی‌گویی می‌کنند. بنابراین، این سیاست‌گذاری حکومتی را «بهانه»ای برای ابراز مخالفت خود قرار می‌دهند. چه می‌شود که هر حرکت سیاست‌گذارانه، با مخالفت جمع کثیری از مردم در یک جامعه موا

شطحیات اجتماعی (۱) | آشفته‌حالی اصلاح‌طلبان

پراکنده می‌گویم زیرا زیاده منسجم گفته‌ایم و زیاد شنیده‌ نشده‌ایم. بهار هزار و چهارصد ۱ـ آمده‌اند و برای دفاع از روند اصلاح‌طلبی، آن را به سه سطح حداقلی، میانی و حداکثری تقسیم کرده‌اند و شکل خوبش را که حداکثری است، «ساختاری» نام گذاشتند. می‌خواهند بگویند که انجام اصلاحات در ساختارها امکان‌پذیر است. حال چگونه می‌توان ماهی را از فضای بیرون از آب، مطلع کرد؟ وقتی در اصول اول و دوم قانون اساسی، همه چیز موکول به تفسیر فقهای جامع‌الشرایط است چگونه می‌توان ساختار حقوقی (بخوانید: قانون اساسی) را اصلاح کرد؟ با کدام ترفند و عصای موسی می‌توان ساختار حقوقی‌ای که «گزینش ـ محوری» را فریاد می‌زند و بالطبع، مشارکت‌ستیز می‌شود را ترمیم کرد؟ ۲ـ می‌گویند «بحران» نداریم. البته درست می‌گویند زیرا اگر مسائل اجتماعی ملموس را حل‌ناشده تلقی کنیم، دیگر مسائل پهن‌دامنه‌ای که ملموس نیستند گویی وجود ندارند. به یاد آورید داستان تصویر مار و نوشته‌ی مار را! درست است بحران بی‌آبی و بحران امر جنسی و بحران دروغ‌پراکنی نداریم زیرا هنوز اندر خم یک کوچه با بحران بی‌کاری دست به گریبانیم و بنابر‌این آن بحران‌های سه‌گانه‌ی قبلی

نشست «ساسی‌ها، معترض یا برساخته؟ ابژه یا سوژه؟»

تصویر

نشست «فساد دانش‌گاهی» در ایران

تصویر

درنگ

تصویر

درنگ ـ روز مرد و رویای یک مرد!

تصویر

درنگ | برای کامیل احمدی

تصویر
Attention | for Kameel Ahmady On September 11, 2020* we as members were surprised by the announcement of the Iranian Sociological Association regarding the cancellation of Mr Kameel Ahmady’s membership in ISA. He is a colleague whom I have not myself met before.  The ambiguity in the hasty reaction of the Sociological Association’s Board of Directors has led some of the society’s several sub group directors and me, as the director of two scientific and specialised groups in the association, to launch an internal investigation into this matter. During two days of talks and discussions with most of the Board members, we realised that the documents and evidence available to the Association consisted mainly of a few posts which had surfaced on social media. We do not wish to sweep men’s aggressions towards women under the carpet, but special care needs to be taken in this context! Unfortunately, it was less than two weeks after some allegations were published on soc
تصویر

مطالباتی که آرزو شدند!

تصویر
گزارش روزنامه‌ی هم‌دلی از واکنش‌ها به سامانه‌ی ثبت آرزوهای شهروندان تهرانی در گفت‌وگو با احمد بخارایی | منتشرشده در سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۹، شماره‌ی ۱۶۲۳ نمایش گزارش بخشی از گفته‌های احمد بخارایی: … مطالبه‌گری و آروز داشتن هر دو، دو روی یک سکه هستند، آرزو جنبه‌ی مفهومی دارد اما مطالبه‌گری جنبه‌ی مصداقی دارد، آرزو بیش‌تر یک افق ذهنی را نشان می‌دهد. بعد برای این‌که بگوییم چه‌طور به این افق ذهنی برسیم به مطالبات اشاره می‌کنیم. می‌خواهم بگویم هر دو مکمل یک‌دیگر هستند. شما به یک نفر می‌گویید آرزویش را بگوید، اما احتمالاً او ذهن خلاقی نداشته باشد که بین آرزو و مطالبه تفکیک قائل شود، بنابراین مطالباتش را می‌گوید، اما بعد که این مطالبات را تحلیل محتوا می‌کنیم آرزوها از آن استخراج می‌شود. همان‌طورکه گفتم مطالبه و آرزو دو روی یک سکه هستند که در سه بازه‌ی زمانی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت تقسیم‌بندی می‌شوند. در درازمدت عمدتاً توجه به ساختارها است، ممکن است کسی بگوید من آرزوی برقراری آزادی را دارم، این ذهن معطوف به ساختار سیاسی است، وقتی از او بپرسیم پس چه مطالبه‌ای داری می‌گوید من خواستار داشتن حز

نظام سیاسی در جامعه‌ی فروپاشیده، "دغدغه‌مندی" افراد را تبدیل به "غرزدن" می‌کند. چرا؟

تصویر
گزارش روزنامه‌ی آفتاب یزد درباره‌ی سطح دغدغه‌مندی شهروندان در گفت‌وگو با احمد بخارایی و جواد میری | منتشرشده در شماره‌ی ۵۹۴۱، شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹ 👈 نمایش گزارش بخشی از گفته‌های احمد بخارایی: … ابتدا باید تعریف چند مفهوم را مدنظر قرار بدهیم تا بتوانیم بهتر این بحث را دنبال کنیم. مفاهیمی مانند دغدغه‌مندی، غر زدن و منفی‌بافی. معنی غر زدن در اصل مبتنی بر یک نوع ترس و تشویشی است که ناشی از احساس عدم #امنیت است که خود را در قالب برخی از الفاظ، جمله‌ها و حتی بعضی از ضرب‌المثل‌ها بروز می‌دهد. معمولاً کسانی غر می‌زنند که دنبال ایده‌آلی از شرایط هستند که وجود ندارد ولی قسمت پر لیوان را نمی‌بینند. یعنی نوع نگاهشان و نقطه‌ی عزیمت کلام و رفتار آن‌ها «ندیدن» است و جنبه‌ی سلبی دارد. اما منفی‌بافی دارای جنبه‌ی ایجابی است یعنی کسانی که تنها قسمت خالی لیوان را می‌بینند. پس تفاوت است بین ندیدن بخش پر لیوان و تنها دیدن بخش خالی آن و این بسیار در موضع‌گیری‌های بعدی افراد مؤثر است. منفی‌بافی در حیطه‌ی #روان‌شناسی است و در سطح خرد بررسی می‌شود. به همین خاطر مثلاً روان‌شناسان می‌گویند با افراد منفی‌باف خیلی مق

«خودکشی‌ها»، جلوه‌ای از «فروپاشی اجتماعی»!

گفت‌وگوی منتشرنشده‌ی روزنامه‌ی همشهری با احمد بخارایی درباره‌ی رابطه‌ی خودکشی و فروپاشی اجتماعی 🖋 «گفت‌و‌گویی که در روزنامه‌ی همشهری چاپ نشد!» چند روز قبل از طرف روزنامه‌ی همشهری تماس گرفتند و با توجه به انتشار خبری مبنی بر خودکشی یکی از اصحاب رسانه گفت‌وگویی داشتیم که تنظیم مقدماتی شد اما از سوی سردبیری نسبت به چاپش ممانعت شد. این اقدام، هر دلیلی که داشته باشد نمی‌تواند عالمانه تلقی شود. اندکی اصلاحات در متن، انجام دادم و منتشر می‌کنم تا شما داوری کنید در چه فضای تأسف‌باری قرار داریم که اصحاب رسانه هم گاه به این وضعیت اسف‌بار دامن می‌زنند. امیدوارم رسانه‌های داخلی و خارجی با درک بهتری از موقعیت و وظایف خود در صحنه‌ی آتی تحولات ایران، ایفای نقش کنند. بدیهی است در جامعه‌ای که «آگاهی» نهادینه نشود حتی «دمکراسی» هم به بی‌راهه می‌رمد! | متن گفت‌وگو: یك پدیده‌ی اجتماعی علل عام و خاص دارد. علل عام مترادف با «شرایط لازم» و علل خاص هم متناسب با شرایط در لحظه به عنوان «شرایط کافی» می‌تواند به وقوع یك پدیده‌ی اجتماعی منجر شود. در اغلب موارد، وقوع یك پدیده‌ی اجتماعی منوط به گذشت زمانی طولانی است

روشن‌گویی احمد بخارایی درباره‌ی عدم حضور در برنامه‌ی «ساعت پرسش» از تلویزیون «من‌وتو»

تصویر
| دقت: دیشب (۴ بهمن ۱۳۹۹) کانال تلویزیونی «من‌وتو» در برنامه‌ی «ساعت پرسش» پیرامون «چگونگی و چرایی روند تحولات آتی در ایران» از ساعت یازده تا دوازده‌ونیم شب که «پخش زنده» بود از من (احمد بخارایی) هم دعوت کرده بود در برنامه و در گفت‌و‌شنود شرکت کنم. مشاهده کردم که در ابتدای برنامه از سوی مجری اعلام شد که از من دعوت شده اما به دلیل «نگرانی‌های امنیتی» دعوت را نپذیرفته‌ام. یادآور می شوم:  ۱ـ اندکی دل‌خور شدم که «واقعیت»، دگرگون شده‌بود. لازم به ذکر است تهیه‌کننده‌ی محترم برنامه، وقتی چینش قطعی میهمانان (خانم رویا حکاکیان، آقایان زرتشت احمدی راغب، حسن داعی و سعید قاسمی‌نژاد) را دیروز ساعاتی قبل از شروع برنامه به من اعلام کرد، تفصیلاً و تلفنی برای ایشان توضیح دادم که اگر در یک فضای علمی و واقع‌بینانه گفت‌و‌شنود صورت نپذیرد سه آفت پدیدار می‌شود: اول اینکه در اثر تکرار کلیات و عدم وجود یک تحلیل علمی و عمیق، بیننده خسته می‌شود و دوم این‌که با چینشی که صورت گرفته فضای غالب به چهار موضع سیاسی که قبلاً مکررا اعلام موضع کرده‌اند تعلق دارد و در این چینش، تحلیل جامعه‌شناختی از سوی من دارای پژواک ق

نشست «پژوهش‌های اجتماعی و موانع سیاسی»

تصویر
فایل صوتی

گفت‌وگوی منتشرنشده با روزنامه‌ی رسالت!

عزیزان، این گفت‌وگوی کوتاه در خصوص کرونا و کارکردهای مثبت و منفی‌اش اندکی پس از شیوع کرونا در بیستم فروردین ۱۳۹۹ با گزارش‌گر "روزنامه‌ی رسالت" صورت پذیرفت. همان زمان به فردی که از سوی روزنامه تماس گرفته بود گفتم که روزنامه‌ی شما از واقعیت‌های اجتماعی فاصله دارد. ایشان به انجام مصاحبه اصرار داشت. صحبت کردم و نهایتاً متن تنظیم شد اما چاپ نشد! لطفاً ببینید من چه گفتم و آیا این گفته‌ها قابل چاپ نبود؟ مگر می‌شود مسائل اجتماعی را از مسائل سیاسی در یک تحلیل نظام‌مند، تفکیک کرد؟ هیچ جامعه‌شناسی در میان نظریه‌پردازها چنین نگفته است. متأسفم برای این‌گونه روزنامه‌ها که "روزی‌نامه"اند و بیش‌تر از این برای جامعه‌شناسی‌خوانده‌هایی اظهار تأسف می‌کنم که ضعف در تحلیل و نیز ضعف در شخصیت متزلزل خود را زیر نقاب "جدایی امور سیاسی از امور اجتماعی" پنهان می‌کنند. چقدر نظام اطلاع‌رسانی و آگاهی‌پراکنی و مراکز تحقیقات اجتماعی، بی‌خاصیت و گاه ضد علم شده‌اند. لطفاً بخوانید: آیا کرونا برای روابط نه چندان گرم انسانی ـ اجتماعی یک نعمت بود یا مصیبت؟ هر پدیده‌ای کارکردهای مثبت و منفی خاص

درنگ

تصویر

‎نشست «پی‌آمدهای اجتماعی قمار و شرط‌بندی در ایران»

تصویر
| میهمانان: احمد بخارایی، دانش‌یار جامعه‌شناسی مهدی ناظمی، دکترای فلسفه‌ و پژوهش‌گر فلسفه‌ی هنر | برگزارکننده: مؤسسه‌ی مطالعات اجتماعی اردی‌بهشت 🗓 تاریخ برگزاری: دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹ | فایل صوتی | | قماربازی | بخش‌هایی از پاسخ احمد بخارایی به پرسش‌ها: | پرسش ۱: به رغم آن‌که در ادیان توحیدی از جمله اسلام نسبت به «قمار» موضع منفی اتخاذ شده چرا اینک قماربازی در ایران گسترده شده است؟ بخش‌هایی از پاسخ: … مفاهیمی مانند: طالع و بخت و سرنوشت‌ و استخاره و قضا و قدر، و به طور کلی «تقدیر‌گرایی» یا «دستینیزم»، کم و بیش یک دست هستند مانند مهره‌های یک تسبیح که با ریسمانی به هم متصل شده‌اند … … داستان جبر و اختیار که از نزاع بین اشاعره و معتزله در تاریخ کلام اسلامی آغاز شد تاکنون لاینحل باقی مانده … … استناد «جبریون» به «آگاهی خداوند» بود پس همواره «تقدیرگرایی» در یک رابطه‌ی مرید و مرادی در بستر تاریخی اسلام و شیعه غلطیده و پیش آمده تاکنون … … امروز در ایران کنونی «نورٌ علی نور» شده است یعنی همه‌ی عناصر فرهنگی‌ای که سرنوشت‌گرایی را دامن می‌زدند اینک با قدرت سیاسی پیوند خورده است و رابطه‌ی مرید و مرادی،

درنگ | قتل اجتماعی جامعه‌شناسان

تصویر

نشست عروس‌های مرده در فضای مجازی (سحر تبر و دیگران)

تصویر

پاییز پژوهش

می‌گویند در این دیار که امروزش را «روز پژوهش» خوانده‌اند شورایی موسوم به: «فرهنگ عمومی کشور»، بیست و پنج آذر در پاییز هر سال را  به نام روشنی‌بخش «پژوهش» مزیّن کرد اما امروز، «پژوهش» در آذر پاییز به «پاییز» نشسته‌است! امروز چه شده‌است که سایه‌ها، «آفتاب» را به بند کشیده‌اند؟ چه شده‌است که دل‌مان از غم و سرمان از درد آکنده ‌شده‌است؟ چرا امروز، «پ‌ژوه‌ش»، پنج پاره شده‌ و «پ»اییزش فرارسیده در حالی که «ژ»رف‌ستیزی، میدان گرفته و سطحی‌نگری گسترده شده و «و»حشت‌ از رأی قاضی‌های حکومتی بر صاحبان خرد سایه افکنده و «ه»‌یچ آذرخشی، نویدمان نمی‌دهد و «ش»لّاق بر پیکر نحیف پژوهش نواخته‌می‌شود؟ می‌خواستم از قول گئورگ گادامر، فیلسوف گران‌سنگ آلمانی بگویم که: «نیروی حقیقی اصول اخلاقی، مبتنی بر سنّت است اما این اصول بر دلایل عقلی استوار نیستند»، فلذا طبیعی است که از سوی پژوهش‌گران به چالش کشیده‌شوند و پژوهش‌گری به نام «کامیل احمدی» و دیگرانی از زمره ایشان در قبل و بعد از او دست به پژوهش و قلم ببرند و کتاب «به نام سنت» را بنویسند و مظلومیت زنان را فریاد بزنند اما نهایتاً یک قاضی حکومتی او را به ۹ سال زندان

نشست آزار جنسی و لایه‌های تودرتوی آن، از عرصه‌ی خصوصی تا عرصه‌ی عمومی

تصویر

درنگ | امتیازهای «ترامپ» نسبت به «بایدن» در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا

احساسات منفی عامل گسست اجتماعی

:newspape یادداشت #احمد_بخارایی در هفته‌نامه‌ی تجارت فردا درباره‌ی کاهش #تاب‌آوری در جامعه در پی عصبانیت، غم و اضطراب بالا | منتشرشده در شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۹، شماره‌ی ۳۷۴ بررسی اخیر مؤسسه‌ی نظرسنجی گالوپ حکایت از #ناشاد بودن ایرانیان دارد. قبلاً هم این مؤسسه در نظرسنجی‌هایش بر بالا بودن میزان #عصبانیت ، نگرانی، #استرس و تجربه‌های منفی در میان ایرانیان دست گذاشته است. آیا ایرانیان مردم ناشادی‌اند؟ آیا عصبانی و خشمگین‌اند و استرس و اضطراب فراوانی تجربه می‌کنند؟ باید گفت که موضوع ناشادی آن روی سکه‌ی #خشونت و نداشتن #احساس_امنیت است. این دو عنصر نقش برجسته‌ای در ایجاد احساس ناشادی دارند. یکی جنبه‌ی مادی دارد و دیگری جنبه‌ی غیرمادی. شاید پیش از پرداختن به موضوع خوب باشد مثالی بزنم درباره‌ی فردی که لکنت زبان دارد. این فرد از تکلم خوبی برخوردار نیست و گاهی برای رساندن منظورش عصبانی و دچار اضطراب می‌شود و زمانی که نمی‌تواند ارتباط کلامی با جهان اطرافش برقرار کند، به ناچار از حرکات دست و پا استفاده می‌کند و در مرحله‌ی بعدی ممکن است دست به خشونت بزند و برافروخته شود. بنابراین می‌بینیم فردی

شادی داریم، اما احساس شادی نه!

 

روی‌آوردن مردم به خریدن سلاح نشان از فروپاشی اجتماعی است!

رفتار هیجانی مردم در بازار سرمایه و بورس، ریشه در نبود احساس امنیت دارد!

«فروپاشی اجتماعی»، عرصه‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی را در می‌نوردد! | بی‌بی‌سی فارسی

تصویر
ریشه‌ی  «فروپاشی اجتماعی»،  باورهای ارزشی درآمیخته با قدرت و نگاه امنیتی و نظامی است که نتوانسته‌اند لباس نو به تن کنند!

نشست «پديده‌ی قتل‌‌های ناموسی و صلح اجتماعی»

پشتوانه‌ی تجاوز جنسی، فشار تاریخی، فرهنگی و ایدئولوژیک است که با ارزش‌ستیزی منتفی می‌شود!

تشدید "کم‌اعتمادی" به حاکمیت در ایام کرونایی

کنکور ارتباط منطقی با دانش‌گاه ندارد

فروپاشی اجتماعی در فقدان «آینده‌نگری»

ناکارآمدی سیاسی، علت ناکارآمدی اقتصادی

فروپاشی اجتماعی با افزایش اختلاف طبقاتی

درخواست آزادی بنیان‌گذار جمعیت امام علی

نشست «تحلیل آینده‌ی ایران …»

تصویر

افشای فساد، از بی‌اعتمادی مردم تا مصلحت‌نگری جامعه‌شناسان!

چالش‌ خانه‌های کوچک

درنگ

٣ سیاست برای رویارویی با کرونا

بحران طبقه‌ی متوسط: خروش پنهان

چرایی خودکشی

«زن‌کشی، غیرت و تعصب مرگ‌آفرین …»

هشدار به تداوم سانسور

فروکاهش طبقه‌ی متوسط به دهک‌های پایین‌تر با افزایش بحران مسکن

تصویر

طبقه‌‌ی متوسط، آتش زیر خاکستر است

سوق‌دادن افراد به جرم از آثار مخرب بحران اقتصادی کنونی

نقش تعیین‌کننده‌ی حکومت در عدم تحول فرهنگی

اعتراض‌های کارگری نتیجه‌ی نبود امید و اعتماد اجتماعی!

ذهن‌های آشفته در جامعه‌ای آسیب‌پذیر

کرونا، تاب‌آوری، مدیریت اجتماعی

کارگران در تنگنا

راه‌زنی مجازی نشان از کاهش تاب‌آوری اقتصادی دارد

رانت و فساد موجب انزوای اجتماعی می‌شود

صلح انسان با درون خود

پرشدن خلأ ارتباطی و درک بیش‌تر خانواده‌ها

راهکارهای جامعه‌شناختی برای کاهش افسردگی پس از کرونا

🖌 ‎من ویروس #کرونا هستم! | اپیزود ۱

تصویر
من ویروس کرونا مسافری از چین که با تور #سیاست به ایران آمدم. «چگونه» آمدنم هرچه بود به سهولت انجام شد. احتمالاً از #ووهان با ماهان، حدود چهار ماه پیش در دی نودوهشت، برای گشت‌وگذار به سرزمین شما قدم گذاشتم و حدود دو ماه به سهولت و بدون منع و حذر در راهپیمایی‌ها و اجتماعات و #انتخابات، گشت‌وگذار کردم. شما و مدعیان‌تان را اندکی عجیب یافتم. پس از دوم اسفند و پس از انتخابات #مجلس بود که صدای بگیر و ببند به گوشم رسید اما نوشدارو پس از مرگ سهراب بود. پس از آن هم به سختی به سفرم در کشورتان ادامه دادم تا امروز که پایان فروردین نودونه است و می‌خواهم در اردیبهشت ماه با فراغت بال به مسافرت ادامه دهم. طبیعتِ بسیاری از ما ویروس‌ها اشغال جایگاه فرماندهی سلول و صدور دستورات غلطی است که به بیماری و بسا مرگ می‌انجامد. ما به بدن‌های ضعیف حمله می‌کنیم تا آن‌ها بدانند خود مسئول مرگ‌شان هستند و اگر نمی‌توانند سالم زندگی کنند پس محکوم به سفر زود هنگام ابدی هستند. من آمدم تا گفته باشم اجتماع آدمیان در یک شهر و کشور و نیز در این کره‌ی خاکی تابع همین اصل است که: درست بی‌اندیش و درست رفتار کن و خود و

اعتماد به مسئولان به حداقل رسیده است

کرونا ظرفیت #اعتراض دارد

دولت در قبال رعایت قرنطینه از مردم حمایت کند

تأثیر رفتار اجتماعی افراد در کاهش تنش کرونا

«پسا کرونا»: تعبیری ناصحیح

  وقتی سخن از «پسا» می‌رود بدون وقفه، ذهن به سمت «پسا مدرن» هدایت می‌شود. «مدرنیسم» شامل مفاهیم و نظریه‌های مندرج در بیش از چهار قرن بود و بر این اساس، دوره «پسا مدرن» که «شالوده‌شکنی» مدرنیسم را تعقیب می‌کرد معنادار می‌شد. «پست مدرنیسم» در تعارض محتوایی با فلسفه مدرنیسم و در تقابل با «دو‌گانه»‌های مطلق انگار بود. در «پسا مدرن»، تکثرگرایی و پلورالیسم به جای دوگانه‌های محتوم بازمانده از دوران «مدرن» نشست. در این دوره نوین، جنبش‌هایی مانند فمینیسم، سبزها، صلح‌گرایی و خلع سلاح هسته‌ای شکل گرفتند. با این تعریف از «پسا»، آیا می‌توان آینده نزدیک را «پسا کرونا» نامید؟ آیا «کرونا»، خود یک حلقه از حلقه‌های زنجیره «پسا مدرن» نیست؟ آیا دوره جدیدی از «دوگانه»‌ستیزی آغاز نشده‌است که این جنبش نوین هم در چارچوب مفهومی «پست مدرن» قابل تعریف و تبیین است؟ به نظر نمی‌رسد «کرونا» در دوره‌ای که به ناصحیح «پسا کرونا» نامیده‌شده‌است به چالش کشیده‌شود بلکه «کرونا» تداوم خواهد‌داشت به این معنا که «مفهوم کرونایی»، آینده را تحت‌الشعاع قرار خواهد‌داد. بر این اساس ما هم‌چنان در کرونا به سر خواهیم‌برد هر چند با کش