پست‌ها

| فقر اقتصادی: طبقه‌ی نوکیسه و انتخابات ریاست جمهوری |

📰 گزارش روزنامه‌ی اقتصاد پویا درباره‌ی معیشت مردم و انتخابات در گفت‌وگو با #احمد_بخارایی | منتشرشده در چهارشنبه ۱۵ اردی‌بهشت ۱۴۰۰، شماره‌ی ۴۲۴۸ | نمایش گزارش: 👉 | فایل شنیداری:  👇 … کاندیداهای  #ریاست_جمهوری  در  #انتخابات  خرداد ماه آتی در خصوص  #خط_فقر_مطلق  و  #خط_فقر_نسبی  حرف واضحی نمی‌زنند و احساس می‌شود که تذکر نسبت به اوضاع اسف‌بار اقتصادی، گاه صرفاً لقلقه‌ی زبان آن‌هاست. آن‌ها اعم از راست و چپ و میانه‌رو دغدغه سیاسی و  #قدرت  را دارند. این‌ها از وجود  #فاصله_طبقاتی  وحشتناک در جامعه درک و تحلیل ریشه‌ای ندارند. این‌ها نمی‌فهمند که معنای این حرف چیست که: ۸۰ درصد مردم در دهک‌های ۱ تا ۳ و در طبقه فقیر قرار دارند! … … اصلاً « #طبقه_نوکیسه »، زاییده همین جناح‌های سیاسی است و همه‌ی این‌ها کم و بیش در ایجاد و حمایت از آن‌ها نقش داشته‌اند و خواهند داشت و نیز خودشان بخشی از این طبقه نوکیسه هستند … … توزیع نابرابر فرصت‌های اجتماعی و  #دوقطبی  شدن  #جامعه  و زیر خط فقر مطلق بودن حدود ۷۰ درصد اعضای جامعه و نیز سیر صعودی نرخ  #بی‌کاری ، محصول سیاسی‌بازی جریان‌های حاکم بر ایران در این چ

شطحیات اجتماعی (۱۳) | روز جهانی کارگر و انتخابات خرداد ۱۴۰۰!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد  امروز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ و روز اول ماه می، روز جهانی کسانی است که بیش از همه مورد غفلت قرار گرفته‌اند. ۱ـ این روزها در کلاب‌هاوس‌ها عزیزان راست و چپ دل خوش کرده‌اند که با حضور حدود ۲۰ هزار مشارکت‌جو، کاندیداهای ریاست جمهوری به طرح مباحث می‌پردازند تا بسا تنور انتخابات خرداد داغ‌تر شود. دیشب هم آقای جهانگیری و فردا هم شاید دوباره آقای تاج‌زاده و شاید اندکی بعد باز هم خانم فائزه هاشمی! از سوی دیگر دل‌واپسان ولایت نیز سخنان کلاب‌هاوسی می‌پراکنند. دوستان چند بار بنده را به کلاب‌هاوس دعوت کردند اما احساس کردم جنبه‌ی هیجانی و فرصت‌سوزش نسبت به جنبه‌ی دیالکتیکی‌اش می چربد فلذا تاکنون علاقه‌ای در خود ندیدم که در آن‌جا گذران وقت کنم. قبل از این تقریباً این عزیزانی که اینک در کلاب‌هاوس سخن می‌گویند از گفت‌و‌شنود چالشی پرهیز کرده بودند. می‌گویید: نه! بروید و از ایشان بخواهید که دیالکتیکی وارد گفت‌و‌شنود شوند تا هر دو سوی مناظره از فرصت هم‌گون برای بحث برخوردار باشند. آن‌وقت می‌بینید که ما به «منبر» ع

شطحیات اجتماعی (۱۲)

  پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد #انتخابات_خرداد_۱۴۰۰  و پرسش‌های تکراری! چرا سؤال‌های تکراری می‌پرسیم؟ ۱ـ  برخی دوستان و کسانی که مطالب بنده را دنبال می‌کنند از نتایج انتخابات خرداد ۱۴۰۰ می‌پرسند. نگران هستند. ابهام دارند. سردرگم هستند. می‌پرسند که چه خواهد شد و چه باید بکنیم؟ نمی‌دانم این تشویش‌ها برای چیست! مسیر ما مشخص است. سازهای ناهم‌گون داخلی‌ها و خارجی‌ها گوش‌نواز نیست و واضح است که: هر کسی از ظن خود شد یار من ـ از درون من نجست اسرار من! ۲ـ  این روزها در داخل تلاش می‌شود تنور انتخابات داغ شود. عزیزانی هم‌چون  #تاج‌زاده  تلاش می‌کنند در کلاب‌هاوس از مواضع رادیکال خود بگویند. بسیاری دیگر از  #اصلاح‌طلبان_حکومتی ، او را تک‌نواز می‌خوانند. ایشان از برداشتن گام‌های آرام‌تر سخن می‌گویند و اصرار دارند که ظرفیت  #نظام_سیاسی  در نظر گرفته شود.  #اصول‌گرایان  همیشه عزیز هم علاقمندند با زبان  #دین  و  #اعتقادات  و سردار سلیمانی با طرفداران‌شان سخن بگویند. عزیزان  #اپوزیسیون  هم که: « #نه_به_انتخابات »! هر کس در این معرکه کلامی

درنگ | زنان بی‌حجاب در کارزار انتخاباتی فرمانده‌ی سپاه!

تصویر

فرصت‌ها، تحديدها، تهدیدها، موانع، برون‌رفت، بالندگی و امروز و فردای انجمن جامعه‌شناسی ایران

تصویر
❇️ گزارش گفت‌وشنود چهار مدیر گروه‌های علمی ـ تخصصی در انجمن جامعه‌شناسی ایران در اتاق شیشه‌ای: «فرصت‌ها، تحديدها، تهدیدها، موانع، برون‌رفت، بالندگی و امروز و فردای انجمن جامعه‌شناسی ایران» | میهمانان: مهدی مطهرنیا مدیر گروه آینده‌پژوهی سید جواد میری مدیر گروه جامعه‌شناسی کشورهای اسلامی  بیتا مدنی مدیر گروه جامعه‌شناسی ورزش | میزبان:  احمد بخارایی مدیر گروه مسائل و آسیب‌های اجتماعی و گروه فلسفه‌ی علوم اجتماعی 🗓 تاریخ برگزاری: شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۹ چهار مدیر گروه‌های علمی ـ تخصصی انجمن جامعه‌شناسی ایران در اسفند ۱۳۹۹ با هم گفت‌و‌شنود داشتند تا با نگاهی از بیرون به انجمن، دیالکتیک نقّاد را بر فعالیت‌های خودمان در انجمن، جاری سازند … نقد خانم دکتر بیتا مدنی، مدیر گروه جامعه‌شناسی ورزش متوجه روند انتخابات هیأت مدیره، روند عضویت، نظام مالی، سایت انجمن، روند اخذ مجوزها، نشریات انجمن و مواردی از این دست بود. نقد آقای دکتر سید جواد میری، مدیر گروه جامعه‌شناسی کشورهای اسلامی متوجه محافظه‌کاری انجمن به تبعیت از روند محافظه‌کارانه‌ی نهاد آموزش عالی و عدم حمایت از هویت صنفی همکاران دانش‌گاهی

سلبریتی‌زدگی تابع روحانیت‌زدگی!

تصویر
📰 گزارش روزنامه‌ی آفتاب یزد درباره‌ی پی‌آمدهای سلبریتی‌زدگی جامعه در گفت‌وگو با احمد بخارایی و سید جواد میری | منتشرشده در شماره‌ی ۵۹۹۵، سه‌شنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۰   👈 نمایش گزارش (آن‌چه چاپ و منتشر شده) متن و فایل شنیداری کامل این مصاحبه (که تنها بخشی از آن منتشر شد!): | پرسش روزنامه‌نگار آفتاب یزد (خانم شوق‌الشعرا): در چند وقت اخیر و به ویژه در دوره کرونا با واقعیت‌های جدیدی از زندگی سلبریتی‌ها آشنا شدیم. اینها در مورد خیلی چیزها نظر می‌دهند و از آن‌ها هم استقبال می‌شود. چرا در جامعه ما این اتفاقات میفتد و چرا جامعه ایرانی همواره بستری برای سوء استفاده قشرهای مختلف بوده؟ | پاسخ احمد بخارایی: پرسش مهمی است. هر پدیده‌ای را مثل یک حلقه از یک زنجیر، اگر فقط در حد خودش به آن بپردازیم و به حلقه‌های قبل و قبل‌تر و حلقه‌های بعد و بعدتر توجه نکنیم، نمی‌توانیم تحلیل درست و جامعی ارائه بدهیم. به همین دلیل در جامعه هم می‌بینیم که چقدر راجع به این مسائل گفتگو می‌شود و این موضوعات تکرار می‌شود از جمله همین موضوع سلبریتی‌زدگی که سال‌هاست گفته و تکرار می‌شه اما هم‌چنان این موضوع، بازتولید شده. به ا

شطحیات اجتماعی (۱۱) | عطش بی پاسخ!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد ۱ـ   زمین، عطش‌ناک است و در حسرت آب دارد می‌سوزد. در دورترها دریاست و آفتاب و امواج دریا با هم جشنی زیبا برپا کرده‌اند و دارند با هم حال می‌کنند. هر چند ساحل از امواج آب دریا سیلی می‌خورد اما ساحل، رهاست و موج دریا را محبتی می‌پندارد که همواره صورتش را نم‌ناک می‌کند و می‌داند که بوته‌های گل‌ش ریشه در همان آب دارند. ساحل می‌داند که اگر آب نباشد آفتاب، اشک نمی‌ریزد و اگر نریزد گل‌ها پژمرده می‌شوند. ساحل، عاشق سیلی‌های امواج دریاست. اما خاک ما را عطشی است که زندانش باید نامید. گلدان‌ها خالی از آب‌اند. باران نمی‌آید. لب‌های مردم من بادکرده از عطش‌اند و تشنگی سوزان دارند. این‌جا هوای دل‌ها ابری است اما ابری از غم رفتن آب و عشق. در شهر شکست‌خورده هوای ابری، باران ندارد! ۲ـ  داشتم فکر می‌کردم این جماعاتی که از  #انتخابات_خرداد_۱۴۰۰  سخنی به نام «تحلیل» می‌گویند گاه چه‌قدر در ناهشیاری هستند. جمعه‌شب گفت‌و‌شنود خانم نرگس محمدی، ببخشید: ملیحه محمدی (نرگس که اسطوره‌ی مبارزه و مقاومت با بیش از پنج سال  #زن

شطحیات اجتماعی (۱۰) | سوء‌هاضمه‌ی فمینیستی!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد ۱ـ با دانشجویان ارشد جامعه‌شناسی، درس «جامعه‌شناسی زنان» را به صورت مجازی در هفته‌ی گذشته داشتم. سخن از «تبعیض جنسیتی» بود. یکی از دانشجو‌یان از ارومیه که در آموزش و پرورش، معلم ریاضی است در ضمن این‌که موافق بود که تبعیض جنسیتی وجود دارد در آخر صحبتش گفت: «الحمد‌لله نرخ اشتغال زنان در پست‌های مدیریتی بالاتر در ادارات آموزش و پرورش ارومیه تقریباً دو برابر شده». این «الحمد لله»ی که او گفت ذهنم را درگیر کرد. ۲ـ به دانشجو گفتم: فرض کنید سفره‌ای پهن شده‌ و غذای چهار نفر در آن آماده است حال آن‌که روز قبل در همین سفره، دو غذا وجود داشت. حالا غذا چند برابر شده‌است؟ گفت: دو برابر گفتم: بسیار خوب. حالا فرض کنید ده نفر نیازمند غذا هستند و دور این سفره نشسته‌اند. حالا اگر این ده نفر از ۲۰‌درصد غذای‌‌شان به لحاظ مقدار و کیفیت صرف نظر کنند پس هر یک به چند درصد غذا نیاز دارد؟ گفت: ۸۰ درصد گفتم: حالا آن چهار ظرف غذا (که نسبت به روز قبل دو برابر شده‌بود) چند درصد نیاز این ده نفر را که هر یک به هشتاد‌ درصد غذا

شطحیات اجتماعی (۹) | خوابِ ما: کیف‌قاپی!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد ۱ـ یکی از عزیزانی که این شطحیات را دنبال می‌کند و از جمله‌ی صاحبان اعتقاد دینی هم هست برایم نوشت: «شرایط اجتماعی امروز چنان شده که رمق و انگیزه‌ی هیچ کاری را ندارم و نیمی از انرژی و زمان مفیدم به این می‌گذرد که بتوانم نسبت به وقایع پیرامون، خودم را توجیه و آن‌ها را تفسیر کنم. باورتان می‌شود در یک ماه گذشته در محله‌ای که زندگی می‌کنیم دو کیف‌قاپی خشن برای خانمم و خواهر خانمم اتفاق افتاده؟ یعنی اول کتک می‌زنند و بعد کیف و گوشی را بر می‌دارند. چه کسی پاسخ‌گوی این حس ناامنی و ترس و آسیب فیزیکی خواهد بود؟»! ۲ـ ساده بگویم: مادر همه‌ی مشکلات در همه جا «بی‌کاری» است. پدر مشکلات، «کم‌گرایشی» به «نظام حکم‌رانی» است. ما در ایران با هر دو عامل دست به گریبانیم. داستان این نیست که فعلاً «تحریم» هستیم و اگر آزاد شویم مشکلات، حل خواهد شد چرا که آن زمانی که تحریم نبودیم باز هم نرخ بی‌کاری، سیر صعودی داشت. از سوی دیگر چون توزیع عادلانه‌ی فرصت‌ها از ابتدای دوره‌ی سازندگی در زمان جناب هاشمی رفسنجانی تاکنون نداشته‌

شطحیات اجتماعی (۸) | «مرگ» کرونایی: «آگاهی» اجتماعی!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد بمیرید بمیرید در این عشق (بخوانید: کرونا) بمیرید ـ در این عشق چو مردید همه روح پذیرید بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید ـ کز این خاک برآیید سماوات (بخوانید: آگاهی) بگیرید دیروز بود که یکی از روزنامه‌نگاران به دنبال اصرارش در روزهای قبل، دوباره در واتس‌اپ پیام داد: او: سلام دکتر بخارایی عزیز. درباره‌ی یادداشت به نتیجه‌ای رسیدین؟ بالاخره لطف شما شامل حال من میشه؟                                    من: سلام. باور کنید چیز جدیدی به ذهنم نمی‌رسه که برای یادداشت مناسب باشه. مگر این‌که شما پرسش‌های جدیدی در مورد کرونا داشته باشید. او: بحث بیش‌تر حول محور افزایش ابتلا و مرگ به دلیل وجود کرونای انگلیسی هست و ادامه‌ی روند دورکاری‌ها و اعمال قرنطینه و رعایت پروتکل‌ها توسط مردم. من: می‌دونم. واقعاً این مطلب جدیدی نیست. او: بله کرونا که همونه فقط با شدت بیش‌تر. من: مطالب قبلی را می‌توانید تکرار کنید. باید پرسش جدیدی داشت. او: محور یادداشتی که گفتن اینه: رفتار مردم در مواجهه با محدودیت‌های کرونایی. من:

شطحیات اجتماعی (۷) | آغازیدن از «مرگ»!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد «مرگ» به معنای رفتن یا بازگشتن؟ ۱ـ اهالی «دیانت»، «مرگ» را حلقه‌ای بین «بودن» و «شدن» می‌پندارند. اهالی «بودن»، دنیای خود را تولد و مرگی می‌دانند که «نقدِ بودن» را به چیز دیگری که «شاید» نقدتر یا پندار خودساخته باشد ترجیح نمی‌دهند. «نقد» را می‌چسبند تا اگر به آن رسیدند شایسته‌گی «نقدتر» را هم داشته‌باشند هر چند صرفاً ذهنی باشد. پس از پایان زندگی که «مرگ» است آغاز می‌کنیم و به امروز ره‌سپار می‌شویم. شروع از پایان ...! ۲ـ «مرگ» را می‌توان پایان همه چیز تلقّی کرد یا معلول تباهی و خرابی بدن دانست. مرگ را می‌توان رهایی روح از قید بدن، پندار کرد تا حرکت جوهری‌اش را ادامه دهد و هم‌چنان «بدن» را خوار شمرد که در زمان مرگ، کهنه و درمانده شده‌است. «مرگ»، هر چه باشد ترس‌ناک است و برای همین، برخی آن را آغاز فلسفه‌پردازی یا برخی دیگر، علت نهایی ادیان دانسته‌اند. همه این‌ها به این دلیل است که انسان، شاید تنها موجودی است که به حتمی بودن مردنش «آگاهی» دارد! با «اضطراب» ناشی از این آگاهی چه باید کرد؟ برخی به ه

شطحیات اجتماعی (۶) | دوقطبی شدن شخصیت: دوقطبی شدن جامعه

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد خودکشی آزاده نامداری (یا خودکشانده، نمی‌دانم) مانند هر پدیده‌ای در متن زمانی و مکانی و اجتماعی خودش قابل تحلیل است. ایشان در شرایطی که صداوسیما در اعتراف‌گیری اجباری و شکنجه آزادی‌خواهان، شریک جرم بود در قاب تلویزیون ظاهر می‌شود و چادر و حجاب حکومتی را تشویق می‌کند. این در حالی بود که برخی زنان برای رفع حجاب اجباری، تلاش می‌کردند و هزینه می‌دادند. او می‌خواست (یا می‌خواستندش!) به مشهوریت یک شبه و تنعمات ناشی از آن برسد. طبیعی است که کشف حجاب او در خارج، خبرساز و منتشر شود.‌ یحتمل، نهایتاً نتوانست فشار روحی ـ روانی را تحمل کند. یا این‌که از عمل‌کرد گذشته‌ی خود و «خواهی نشوی رسوا، هم‌رنگ جماعت شو»یی که با ژست حامی چادر گرفته‌بود شرم‌ناک بود. نمی‌دانم … به هر حال متأسفانه جامعه‌ی ما در شرایط جنگ نرم یا سرد متمایل(!) به جنگ سخت یا گرم به سر می‌برد. جامعه دوقطبی شده‌است و این یکی از نشانه‌های فروپاشی اجتماعی است. تا خرداد ۱۴۰۰ و ایام انتخابات، باز هم از این شطحیات خواهم گفت.

شطحیّات اجتماعی (۵) | «کرونا»ی ایدئولوژیک

تصویر
پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد یک سال پیش در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۹ در بند ۳ یک یاداشت برای روزنامه‌ی ایران نوشتم: «پس از دوره‌ی عرض اندام «کووید ۱۹»، نقش «دولت‌ها» در کنترل و مدیریت کلان جوامع بیش از پیش مورد توجه قرار خواهد گرفت. در این میان، دولت‌هایی که عرصه‌های اقتصادی را با چالش مواجه ساخته‌‌اند و آن را با محوریت «ایدئولوژی» در هم آمیخته‌اند با بحران روبه‌رو خواهند شد زیرا صلاحیت‌شان از سوی اعضای جامعه مورد داوری قرار خواهد ‌گرفت»! اینک دقیقاً یک سال گذشته و می‌بینیم که اندر خم یک کوچه‌ایم و معلوم نیست در این جمعیت بیش از هشتادمیلیونی، آن صد یا دویست‌هزار نفری که مشخص نیست چه محلولی را به جای واکسن تزریقانده‌ شده‌اند چه حالی دارند! در انگلیس بیش از چهل درصد مردم واکسینه شده‌اند و این‌جا یکی در مقام رهبری می‌گوید که حق خرید واکسن از غرب را ندارید، این یکی در مقام رئیس دولت می‌گوید که ما واکسن را به هر طریقی تهیه خواهیم کرد و هم او دیروز هم گفته: «عبادت مردم و مناسک مردم، مهم است» و پریروز در کابینه‌اش تصمیم گرفته بود که

شطحیّات اجتماعی (۴) ‏| ‏رو‌‌یای «اصلاحات ساختاری»!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد 🖋 احمد بخارایی | جامعه‌شناس ۱ـ چه تفاوتی وجود دارد بین «ساختار» و «ساختاری»؟ اولی از زمره‌ی «مصادیق» است و دومی از جمله‌ی «مفاهیم» مانند پدر و پدری. به عنوان مثال، «ساختار اقتصادی» یعنی آن‌چه هست و مشاهده می‌شود (در مقام قانون یا اجرا) و «اقتصاد ساختاری» یعنی اقتصادی که ریشه‌دار است به گونه‌ای که تکانه‌های اجتماعی با موج بالا، کم‌تر تخریبش ‌می‌کند. بنابراین «اصلاح ساختار»، یعنی بازسازی در ساختار‌های اجتماعی موجود، مثلاً در ساختار حقوقی اگر اقتدار نسبی ولایت فقیه به اقتدار مطلق ولایت فقیه، تغییر یابد(چنان‌که یافت!) یک اصلاح ساختار معطوف به ایدئولوژی تحقق یافته. این ایدئولوژی می‌تواند در اصلاحات ساختاری هم نقش‌آفرین باشد. بر همین اساس، انقلاب ۵۷ در ایران هم که برخی از یک زاویه، «ارتجاعی» قلمدادش کرده‌اند یک اصلاحات ساختاری است. پس در مقوله‌ی «اصلاحات ساختاری» ماهیتاً یک تغییر اساسی و گاه انقلاب نیز نهفته‌ است. ۲ـ «اصلاح» یک مفهوم است که وقتی به موضوعی، ضمیمه می‌شود تازه معنای ملموس می‌یابد. می‌گ

شطحیات اجتماعی (۳) | «بحران مقبولیت» نظام شیعی در ایران

پراکنده خواهم‌گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد در شطحیات (۲) گفته‌بودم که نظام سیاسی در ایران از میان چهار مؤلفه‌ی «مشروعیت سیاسی» در سه مؤلفه، مشکل بحران‌‌آفرین ندارد که عبارتند از: حقانیت، قانون‌مندی و کارآمدی (البته با تعاریفی که گذشت!) اما در مؤلفه‌ی چهارم یعنی «مقبولیت» (Acceptability) با بحران مواجه است که این به تنهایی هم‌وزن همه‌ی آن سه عنصر قبلی در ناپایداری سیاسی در ایران است. دوستان خواستند بیش‌تر توضیح دهم. ۲ـ «بحران مقبولیت» مانند هر پدیده‌ای از چهار زاویه معطوف به سه زمان، قابل تحلیل است.  ۲ـ۱ـ به اعتبار تبارشناسی جامعه: الف ـ ما با «بحران مقبولیت» مواجهیم زیرا به اعتبار بستر فرهنگی و مذهبی، اینک و هم‌چنان تندیس «ولایت ـ امت» در میادین شهر‌ها به جای «دولت ـ ملت» خود را می‌نمایاند که نزد برخی تاریخ گذشته است. ب ـ ما با «بحران مقبولیت» مواجهیم زیرا به اعتبار بستر جهانی، الگوهای حکومت‌مداری در ایران با روند جهانی‌شدن، ناساز است. ۲ـ۲ـ به اعتبار «شکل» در زمان اکنون: الف ـ ما با «بحران مقبولیت» مواجهیم زیرا به طور عریان مشاهده می

شطحیات اجتماعی (۲) | نگاه از دور: «فرانگاهی» به دست‌وپا زدن حاکمیت!

پراکنده خواهم گفت زیرا «زیاده»، منسجم گفته‌ایم و «زیاد»، شنیده‌ نشده‌ایم! بهار هزار و چهارصد ۱ـ این روزها خیلی‌ها ابراز نگرانی می‌کنند. از چی؟ از توافق‌نامه ایران و چین که قرار است طی قراردادهای بعدی حدود ۴۰۰ میلیارد دلار از سوی چینی‌ها در ایران طی ۲۵ سال در صنایع نفت، گاز، راه‌آهن و جاده‌سازی سرمایه‌گذاری شود. عمدتاً معترضان دو دسته‌اند و اعتراض‌ها متوجه دو امر است: الف ـ خود توافق‌نامه، فلذا می‌گویند طبق اصل ۱۵۳ قانون اساسی، هر گونه قرارداد که موجب سلطه‌ی بیگانه بر منابع طبیعی، اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شؤن کشور گردد ممنوع است. ب ـ طرف قرارداد چینی که «حاکمیت ایران» است و استدلال می‌کنند که چین با این همکاری به تداوم حیات نامشروع حاکمیت در ایران مدد می‌رساند. نامشروع بودن را هم مبتنی بر نمایندگی نکردن همه‌ی ملت از سوی حاکمیت مستبد می‌دانند. ۲ـ معترضان در گروه نخست که هنوز از محتوای توافق‌نامه مطلع نیستند کلی‌گویی می‌کنند. بنابراین، این سیاست‌گذاری حکومتی را «بهانه»ای برای ابراز مخالفت خود قرار می‌دهند. چه می‌شود که هر حرکت سیاست‌گذارانه، با مخالفت جمع کثیری از مردم در یک جامعه موا

شطحیات اجتماعی (۱) | آشفته‌حالی اصلاح‌طلبان

پراکنده می‌گویم زیرا زیاده منسجم گفته‌ایم و زیاد شنیده‌ نشده‌ایم. بهار هزار و چهارصد ۱ـ آمده‌اند و برای دفاع از روند اصلاح‌طلبی، آن را به سه سطح حداقلی، میانی و حداکثری تقسیم کرده‌اند و شکل خوبش را که حداکثری است، «ساختاری» نام گذاشتند. می‌خواهند بگویند که انجام اصلاحات در ساختارها امکان‌پذیر است. حال چگونه می‌توان ماهی را از فضای بیرون از آب، مطلع کرد؟ وقتی در اصول اول و دوم قانون اساسی، همه چیز موکول به تفسیر فقهای جامع‌الشرایط است چگونه می‌توان ساختار حقوقی (بخوانید: قانون اساسی) را اصلاح کرد؟ با کدام ترفند و عصای موسی می‌توان ساختار حقوقی‌ای که «گزینش ـ محوری» را فریاد می‌زند و بالطبع، مشارکت‌ستیز می‌شود را ترمیم کرد؟ ۲ـ می‌گویند «بحران» نداریم. البته درست می‌گویند زیرا اگر مسائل اجتماعی ملموس را حل‌ناشده تلقی کنیم، دیگر مسائل پهن‌دامنه‌ای که ملموس نیستند گویی وجود ندارند. به یاد آورید داستان تصویر مار و نوشته‌ی مار را! درست است بحران بی‌آبی و بحران امر جنسی و بحران دروغ‌پراکنی نداریم زیرا هنوز اندر خم یک کوچه با بحران بی‌کاری دست به گریبانیم و بنابر‌این آن بحران‌های سه‌گانه‌ی قبلی

نشست «ساسی‌ها، معترض یا برساخته؟ ابژه یا سوژه؟»

تصویر

نشست «فساد دانش‌گاهی» در ایران

تصویر

درنگ

تصویر

درنگ ـ روز مرد و رویای یک مرد!

تصویر

درنگ | برای کامیل احمدی

تصویر
Attention | for Kameel Ahmady On September 11, 2020* we as members were surprised by the announcement of the Iranian Sociological Association regarding the cancellation of Mr Kameel Ahmady’s membership in ISA. He is a colleague whom I have not myself met before.  The ambiguity in the hasty reaction of the Sociological Association’s Board of Directors has led some of the society’s several sub group directors and me, as the director of two scientific and specialised groups in the association, to launch an internal investigation into this matter. During two days of talks and discussions with most of the Board members, we realised that the documents and evidence available to the Association consisted mainly of a few posts which had surfaced on social media. We do not wish to sweep men’s aggressions towards women under the carpet, but special care needs to be taken in this context! Unfortunately, it was less than two weeks after some allegations were published on soc
تصویر

مطالباتی که آرزو شدند!

تصویر
گزارش روزنامه‌ی هم‌دلی از واکنش‌ها به سامانه‌ی ثبت آرزوهای شهروندان تهرانی در گفت‌وگو با احمد بخارایی | منتشرشده در سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۹، شماره‌ی ۱۶۲۳ نمایش گزارش بخشی از گفته‌های احمد بخارایی: … مطالبه‌گری و آروز داشتن هر دو، دو روی یک سکه هستند، آرزو جنبه‌ی مفهومی دارد اما مطالبه‌گری جنبه‌ی مصداقی دارد، آرزو بیش‌تر یک افق ذهنی را نشان می‌دهد. بعد برای این‌که بگوییم چه‌طور به این افق ذهنی برسیم به مطالبات اشاره می‌کنیم. می‌خواهم بگویم هر دو مکمل یک‌دیگر هستند. شما به یک نفر می‌گویید آرزویش را بگوید، اما احتمالاً او ذهن خلاقی نداشته باشد که بین آرزو و مطالبه تفکیک قائل شود، بنابراین مطالباتش را می‌گوید، اما بعد که این مطالبات را تحلیل محتوا می‌کنیم آرزوها از آن استخراج می‌شود. همان‌طورکه گفتم مطالبه و آرزو دو روی یک سکه هستند که در سه بازه‌ی زمانی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت تقسیم‌بندی می‌شوند. در درازمدت عمدتاً توجه به ساختارها است، ممکن است کسی بگوید من آرزوی برقراری آزادی را دارم، این ذهن معطوف به ساختار سیاسی است، وقتی از او بپرسیم پس چه مطالبه‌ای داری می‌گوید من خواستار داشتن حز

نظام سیاسی در جامعه‌ی فروپاشیده، "دغدغه‌مندی" افراد را تبدیل به "غرزدن" می‌کند. چرا؟

تصویر
گزارش روزنامه‌ی آفتاب یزد درباره‌ی سطح دغدغه‌مندی شهروندان در گفت‌وگو با احمد بخارایی و جواد میری | منتشرشده در شماره‌ی ۵۹۴۱، شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹ 👈 نمایش گزارش بخشی از گفته‌های احمد بخارایی: … ابتدا باید تعریف چند مفهوم را مدنظر قرار بدهیم تا بتوانیم بهتر این بحث را دنبال کنیم. مفاهیمی مانند دغدغه‌مندی، غر زدن و منفی‌بافی. معنی غر زدن در اصل مبتنی بر یک نوع ترس و تشویشی است که ناشی از احساس عدم #امنیت است که خود را در قالب برخی از الفاظ، جمله‌ها و حتی بعضی از ضرب‌المثل‌ها بروز می‌دهد. معمولاً کسانی غر می‌زنند که دنبال ایده‌آلی از شرایط هستند که وجود ندارد ولی قسمت پر لیوان را نمی‌بینند. یعنی نوع نگاهشان و نقطه‌ی عزیمت کلام و رفتار آن‌ها «ندیدن» است و جنبه‌ی سلبی دارد. اما منفی‌بافی دارای جنبه‌ی ایجابی است یعنی کسانی که تنها قسمت خالی لیوان را می‌بینند. پس تفاوت است بین ندیدن بخش پر لیوان و تنها دیدن بخش خالی آن و این بسیار در موضع‌گیری‌های بعدی افراد مؤثر است. منفی‌بافی در حیطه‌ی #روان‌شناسی است و در سطح خرد بررسی می‌شود. به همین خاطر مثلاً روان‌شناسان می‌گویند با افراد منفی‌باف خیلی مق