حذف طبقه متوسط در چارچوب ایدئولوژی!
| نمایش گزارش |
احمد بخارایی:
در مصاحبه گفتهبودم که:
«ایدئولوژی مذهبی در جمهوری اسلامی عامل اصلی حذف #طبقه_متوسط به عنوان یک طبقهی نقاد و پویا است زیرا ایدئولوژی، تمامیتخواه است و نقد را بر نمیتابد و جهتگیریهای حذفی و تخریبی دارد.»
| متن مصاحبه:
حاشیهنشینی دومعنا دارد: یکی حاشیهنشینی فیزیکی یا جغرافیایی و دیگری حاشیهنشینی اجتماعی. حاشیهنشینی فیزیکی همان سکونتگاههایی است که در اطراف شهرها شکل میگیرد. گروهی از مردم از شهر عقبنشینی کرده و به حاشیهها میروند یا مهاجرانی از خارج شهرها بهسمت شهرها حرکت کرده و در حاشیهها ساکن میشوند اما حاشیهنشینی اجتماعی در داخل شهر رخ میدهد؛ جایی که طبقات فقیر زیر خط_فقر با شرایط نابسامان زندگی میکنند. این افراد ممکن است اجارهنشین بوده یا در محلههای ارزاننشین شهر حضور داشته باشند؛ به این معنا که آنان حاشیهنشین اجتماعی محسوب میشوند. امروز بخشی از طبقه متوسط در حاشیههای جغرافیایی و بخشی دیگر در حاشیههای اجتماعی شهرها مستقر شدند.
برای سنجش طبقه متوسط دو بعد مطرح است: بعد مادی (درآمد و دارایی) و بعد غیرمادی (جایگاه و منزلت اجتماعی). طبقه متوسط در هر دو زمینه جایگاه خود را از دست داده است. دهکهای چهارتا هفت تقریبا ازبین رفته و به دهکهای یک تا سه تقلیل یافتند. مهمتر از بعد مادی بعد غیرمادی است. معلمان، اساتید دانشگاه، هنرمندان و اهالی رسانه همگی در طبقه متوسط وظیفه داشتند بازتولید فرهنگی کرده، پیامرسان بوده، خلاقیت ایجاد کرده، جامعه را رصد و مهارتها را منتقل کنند. آنان گروه مرجع جامعه و موتور محرکه آن محسوب میشدند. اگر جامعه طبقه متوسط نداشته باشد به دو طبقه بالا و پایین تقسیم میشود و آموزشوپرورش نیز طبقاتی خواهد شد. امروز شاهدیم که میانگین معدل دبیرستانیها زیر۱۰ است. این فاجعهای بزرگ و ریشهدار است که اثرات آن تا دههها گریبان جامعه را خواهد گرفت.
امروز در شهرها ۶۰ تا ۷۰درصد درآمد خانوادهها صرف اجارهبها میشود درحالی که بهطور طبیعی باید یکسوم درآمد را شامل شود. علاوه بر اجارهبها هزینههای آموزشی، بهداشتی، درمانی و زندگی روزمره نیز سنگین است و همین امر طبقه متوسط را به سمت دهکهای پایین سوق میدهد. این مسئله تنها به بحث مادی مربوط نمیشود بلکه جایگاه و منزلت اجتماعی طبقه متوسط نیز تضعیف شده است.
طبقه متوسط بخشی نقاد، خلاق و پیشرو است و معمولا از سوی برخی دولتها تحمل نمیشود زیرا نگاه انتقادی به جامعه و دولت دارد. توجه داشته باشید که اگر طبقه متوسط ضعیف شود جامعه موتور محرکه خود را ازدست میدهد. این یک فاجعه بزرگ است زیرا گروههای مرجع از میان میروند و جامعه دچار شرایط آنومیک یا بیهنجارانه میشود؛ جامعهای که در عرصههای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در خلأ رها شده و نمیتواند هدفی برای خود ترسیم کند یا حرکت روبهجلو داشته باشد.