قشرهای اجتماعی در چنبره ایدئولوژی مذهبی!
| نمایش گزارش |
احمد بخارایی: «وضعیت جامعه در کل ناپایدار و آشفته است و ناامیدی نسلهای مختلف را در بر میگیرد. حتی سالمندان نیز دچار این بحران شدهاند و بنابراین این ذهنیت مختص نسل جوان نیست. جامعهای که در آن آشفتگی دیده میشود، نشاندهنده پیوستگی تنگاتنگ اجزای آن است. آنچه مشاهده میکنیم، در نسل جدید فاقد گروه مرجع و الگوهای رفتاری مشخص است. هنجارهایی که باید رعایت شوند، رعایت نمیشوند و این موضوع ممکن است به هنجارشکنی تعبیر شود.»
«نسل جدید نیز مانند سایر قشرها، نسبت به آینده دچار ناامیدی است و این وضعیت محصول سیاستگذاریهای کلان نظام سیاسی است که مسائل را در چارچوبی ایدئولوژیک و ذهنی میبیند و بررسی میکند. طی سه سال اخیر هیچ مسئله و آسیب اجتماعی سیر نزولی نداشته و روند همواره صعودی بوده است. میانگین معدل دانشآموزان نزدیک به ده یا کمتر است که نشاندهنده ناکارآمدی آموزش و پرورش، حتی در بعد آموزشی، پرورشی و تربیتی است. در ظاهر آموزش و پرورش پابرجاست، اما در عمل دانشآموزان باید تربیت شوند، فرهنگ و ارزشها منتقل شود و گروههای مرجع مشخص شوند، امری که تحقق نیافته است.»
«بیان این نکته ضروری است که انگیزه دانشآموزان به دلیل بیکاری بیش از نیمی از فارغالتحصیلان و فقدان شغل مرتبط با رشتههای تحصیلی، کاهش یافته است. در چنین شرایطی چگونه میتوان به آینده امیدوار بود؟ چگونه میتوان از تحصیل و دانشگاه لذت برد؟ ناامیدی نه تنها در نسل جدید بلکه در سایر نسلها نیز به شدت مشاهده میشود و روزبهروز افزایش مییابد. این نسل خواهان دیده شدن، شنیده شدن و پذیرش نوآوریهایش است، اما هیچیک از این موارد محقق نشده است. همگان به دنبال راهی برای فرار از کشور هستند.»
«نظام سیاسی در چارچوبی ایدئولوژیک گرفتار شده است. موضوعاتی مانند حجاب و برابری جنسیتی نمونهای از این فاصله میان نسلها و سیاست حاکم است. فشارهای مذهبی و قوانین سختگیرانه، مانند گشت ارشاد، نمیتوانند نسل Z را وادار به رعایت کنند. سیاستهای اجرایی گذشته نیز نشان داده است که چنین اقدامات تهاجمی، اثربخش نبوده و تنها هزینهبر بودهاند. جامعه ایران در مسیر فروپاشی اجتماعی قرار دارد و اجبار نمیتواند نسل جدید را به رعایت هنجارها وادار کند.»
«نمونههای مشاورین نسل جوان در دولت، بیشتر جنبه صوری و نمایشی دارند و نمایندگی واقعی این نسل را نمیکنند. چرا که آنها مانند دیگر جایگاهای خویشاوند سالاری است. در کجای دنیا شما دیدید که مشاور رییس جمهور از نسل زد باشد؟! در جوامع پیشرفته، جامعهشناسان و روانشناسان پیامها و نیازها را تحلیل کرده و به سیاستگذاران منتقل میکنند. این فرآیند منطقی و اثرگذار است، اما در کشور ما اغلب اقدامات شکلگرایانه و فاقد محتوا هستند. حاکمیت در حالی سعی در واقع گرایی دارد که روز به روز از واقعیت دور می شود.»
«نسل جدید نسبت به وطن احساس تعلق کمتری دارد و معتقد است ایران متعلق به جناح اقلیت تندرو است. این بحران هویتی در سطوح دانشآموزی، قومی، ملی و حتی جهانی مشهود است. وقتی فرد نتواند با خواستهها و نیازهای خود ارتباط برقرار کند، نمیتواند با جامعه تعامل موثری داشته است. وقتی جوان نتواند با درون خوداش به صلح برسد، قطعا با بیرون از خوداش هم نمی تواند. در چنین حالتی گسست اجتماعی شکل می گیرد یا به تعبیری نسبت به عرق ملی خنثی می شود. از سوی دیگر وقتی آب را حرارت می دهید، در یک درجه ای ابتدا تبدیل به بخار می شود و بعد به نقطه جوش می رسد. از لحاظ فرهنگی ما کمی دیر اقدام می کنیم و به اصطلاح برای مدتی خود را تسلیم شرایط می کنیم به خاطر این است که گاهی جنبه خودخواهی ما به جنبه دیگرخواهی می چربد. بنابراین ابعاد فرهنگی و مذهبی ایرانی ها به تثبیت وضعیت موجود کمک می کند. نظام سیاسی از این فرهنگ ایرانی ها سوءاستفاده می کند و گمان می کند مشروعیت سیاسی دارد. متاسفانه فرهنگ ما تقویت کننده سیاست های نظام شده است.»