زوال مشارکت و سقوط مرجعیت؛ کالبدشکافی یک فاجعه اجتماعی!

گزارش مجله‌ی تجارت‌فردا درباره‌ی گسست اجتماعی و بی‌هنجاری در ایران با همکاری احمد بخارایی، جامعه‌شناس | منتشرشده در ۲۲ آذر ۱۴۰۴

| نمایش گزارش |

توجه: این گفتگو تقریبا در آذر ۱۴۰۴ و یک ماه قبل از خشونت خون‌بار حاکمیت علیه معترضان در دی ۱۴۰۴ صورت پذیرفت و مثل همیشه به گسست و انزوای اجتماعی جوانان و نوجوانان و پیامدهای این مسئله‌ی اجتماعی اشاره شد که مقدمه‌ای بر اعتراضات دی ماه بود.

📊 ویترین بحران‌های نهادی (۱۴۰۴):

  • مشارکت انتخاباتی: سقوط به زیر ۱۰٪ در کلان‌شهرهایی مثل تهران 
  • فاجعه آموزشی: سقوط میانگین معدل مدارس دولتی به زیر ۱۰ 
  • بیکاری نخبگانی: بیکاری بیش از ۵۰٪ فارغ‌التحصیلان دانشگاهی 
  • گسست نسلی: افزایش ۳۰ تا ۴۰ درصدی آسیب‌های روانی در جوانان 
  • ساختار قدرت: جایگزینی «تخصص‌محوری» با «خودی‌سالاری»

احمد بخارایی: «در جامعه‌ای که مشارکت سیاسی و اجتماعی معنای واقعی خود را از دست داده، انزوای اجتماعی به‌طور طبیعی بروز پیدا می‌کند. وقتی نمایندگانی با ۴ یا ۵ درصد آرا وارد پارلمان می‌شوند و سپس برای اکثریت جامعه تصمیم‌گیری می‌کنند، فاجعه‌ای رخ می‌دهد که نتیجه آن "بی‌نیازی از مقبولیت" است. این گسست، خود را در نظام آموزش نیز بازتولید کرده است؛ جایی که معدل دانش‌آموزان به زیر ۱۰ رسیده و معلم دیگر "گروه مرجع" نیست.

وقتی نوجوان و جوان ما فاقد گروه مرجع باشند، در وضعیت آنامیک (بی‌هنجاری) قرار می‌گیرند؛ یعنی در یک «خلأ» زندگی می‌کنند که آن‌ها را آماده پذیرش هر نوع الگوی رفتاری انحرافی می‌کند. جامعه در حال اتمیزه شدن است؛ فرد از جامعه جدا شده، در خودخواهی غرق می‌شود و منافع فردی را بر مصالح جمعی مقدم می‌شمارد.

این بحران تنها به سیاست و اجتماع محدود نمی‌ماند؛ اقتصاد بی‌سامان ما و حتی خشکسالی امروز، محصول همین نگاه غیرتخصصی و "خودی‌سالاری" در دهه‌های گذشته است. وقتی بیش از نصف فارغ‌التحصیلان بیکار هستند، زنجیره‌ای از مفاسد شکل می‌گیرد که هیچ راه خروجی ندارد. حتی فضای مجازی که می‌توانست ابزاری برای توسعه باشد، در این فضای بحران‌زده، به پناهگاهی از سر ناچاری تبدیل شده است. نظامی که از منابع عظیمی چون نفت و آموزش‌وپرورش نمی‌تواند به‌درستی استفاده کند، از فضای مجازی هم بهره‌ای توسعه‌بخش نخواهد برد؛ چرا که فضای مجازی فرع بر امور واقعی است، نه جایگزین آن‌ها.»

پربازدیدها

جمهوری اسلامی در دوران گذار! (۱)

خشونت خون‌بار حاکمیت با معترضان: توهم ایدئولوژیک!

دی خون‌بار، چرا؟

تشدید «خودخواهی» در سایه ایدئولوژی مذهبی کنونی!

ضعف جمهوری اسلامی! (۱)