جامعه‌ی ملتهب، سوگوار و آشفته!

گفت‌وگوی پایگاه خبری تحلیلی «فرارو» با احمد بخارایی درباره‌ی پی‌آمدهای «سرکوب اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴» و محدودیت‌های ناشی از آن در جنبه‌های گوناگون اجتماعی | منتشر شده در ۱۱ بهمن ۱۴۰۴

| نمایش گزارش |

احمد بخارایی: «زمانی ما می‌توانیم از مردم انتظار داشته باشیم و نقشی برای آنان تعریف کنیم که در آن جامعه، کلیت ساختارها ثباتی نسبی داشته باشند. یعنی جامعه به معنای واقعی کلمه شکل گرفته باشد؛ در آن صورت می‌توان برای مردم نقشی تعیین کرد.  در حال حاضر مردم و صاحبان قدرت به شکلی مشابه رفتار می‌کنند. هم‌اکنون، در سطح جامعه و نظام سیاسی، نظم، ثبات و کارکرد دستخوش التهاب شده است. بنابراین نمی‌توان از مردم انتظار ویژه‌ای داشت، چون آنان هم در همین فضا در حال تنفس هستند.»

خشونت از پیش‌تر در سطح جامعه و نظام سیاسی هم دیده می‌شد. بنابراین مردم جامعه این‌گونه تربیت شدند و با خشم فروخورده، نهایتا در جایی که می‌توانستند ابراز کنند، در فضایی که جامعه اعتراض آرامی را در پیش گرفته بود، یک‌دفعه به سمت خشونت کشیده شدند.»

در حال حاضر حتی از منظر اقتصادی ما با اعمال خشونت مواجهیم. وقتی شکاف طبقاتی، خط فقر و تورم را ببینید، می‌بینید نوعی خشونت اقتصادی وجود دارد و  مردم درگیر معیشتشان هستند که مستقیما با این خشونت اقتصادی گره می‌خورد. این مساله با نظارت استصوابی نیز ارتباط دارد. مردم پیش‌تر با این رویه به شکلی مدنی اعتراض خود را نشان دادند و پای صندوق رای کمتر حاضر شدند. مشارکت زیر پنجاه درصد نشان از چیست؟»

در این شرایط نمی‌توانیم به مردم بگوییم چشمانتان را ببندید، با هم مهربان باشید و به هم کمک کنید. در حال حاضر جامعه ملتهب و سوگوار است. در حالی که هزاران نفر جان باخته‌اند، نمی‌توان توقع نقش موثر و همدلانه از مردم داشت. در حال حاضر در دل این وضعیت هستیم و ابعاد آن ممکن است به مرور عیان گردد. در این شرایط مردم عکس‌العمل خودشان را دارند؛ آنان نمی‌توانند عمل داشته باشند، چون عمل برای آنی است که صاحب اراده و قدرت است. مردم عکس‌العملی رفتار می‌کنند و امروز به هر شاخه‌ای چنگ می‌زنند.» 

بنابراین نمی‌توان در حال حاضر در پاسخ به همدلی و همکاری مردم در چنین شرایطی نظر دقیقی داد. اگر ما توصیه‌ای داشته باشیم، همچون توصیه روانشناسی زرد است که در شرایط بحرانی توصیه فردی دارند و فکر می‌کنند کلی‌گویی جواب می‌دهد. وقتی فشار از بیرون به فرد وارد می‌شود، تا وقتی این عامل بیرونی وجود دارد، از ناملایمات روحی درونی برخوردار شده و نمی‌تواند مستقل و فردی دست به ترمیم روح و روان خود بزند. جامعه آشفته است و همه، در هر ژست و نقشی، دچار این آشفتگی هستند؛ از یک مغازه‌دار گرفته تا خبرنگار و پزشک یا حتی پدر و مادر. در حال حاضر هیچ چیز عادی نیست و ما در شرایط ویژه‌ای قرار داریم.»

پربازدیدها

جمهوری اسلامی در دوران گذار! (۱)

خشونت خون‌بار حاکمیت با معترضان: توهم ایدئولوژیک!

دی خون‌بار، چرا؟

تشدید «خودخواهی» در سایه ایدئولوژی مذهبی کنونی!

ضعف جمهوری اسلامی! (۱)