دی خون‌بار، چرا؟

گفت‌وگوی «باریخ نیوز» با احمد بخارایی، جامعه‌شناس درباره‌ی اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴ در «اندیشکده آینده‌اندیشی سیمرغ» | منتشرشده در ۰۸ بهمن ۱۴۰۴

| نمایش گزارش |

احمد بخارایی: در این گفت‌و‌گوی مفصل اشاره داشتم که با وجود و استمرار خشونت‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حاکمیت و نظام سیاسی علیه مردمان این سرزمین، در آینده‌ای نه چندان دور شاهد بروز اعتراضات خشونت‌بار نوینی خواهیم بود.

❓ریشه اعتراضات دیماه را چگونه باید واکاوی کرد؟ آیا صرفاً بحث اقتصادی در این وقایع عامل اصلی بود یا موضوعات دیگری هم در آن دخیل بودند؟ 

قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشت که رخدادهای اجتماعی هیچ‌گاه تک‌عاملی نیستند؛ به بیان دیگر، هیچ پدیده‌ای مونوکوزال نیستند بلکه مالتی‌کوزال، یا چند علیتی است و بر همین اساس وقایع اخیر نیز از این قاعده مستثنی نیستند. ممکن است شروع این رخدادها، جرقه‌ اقتصادی بوده باشد و قیمت ارز، سکه، تورم و ... بر آن تاثیر گذاشته باشد اما این تنها یکی از عوامل بود. عوامل اقتصادی و معیشتی که مدت‌ها گریبان مردم را گرفته بود، همراه با سردرگمی ناشی از نابسامانی‌های اقتصادی گذشته، بستری برای انفجار اجتماعی فراهم کرده بود و بازار، در اینجا، نماد و سمبل این جرقه بود، اما بستر اصلی، نارضایتی انباشته‌شده‌ای بود که در ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نیز وجود داشت.

این نارضایتی و خشم پنهان پس از جرقه اولیه آشکار شد و اعتراضات رنگ و بوی دیگری گرفت. در شعارها و حرکات مردم می‌توان مشاهده کرد که ماهیت حرکت فراتر از مسائل اقتصادی رفته است. حتی اگر بخواهیم فقط به عنوان نمونه بررسی کنیم، می‌توان گفت که این خشم و نارضایتی از مدت‌ها پیش شکل گرفته بود.

❓دقیقاً از چه مدتی؟

مشارکت در انتخابات‌های اخیر، شاخص مهمی از این وضعیت به حساب می‌آید. به عنوان مثال در انتخابات مجلس سال ۱۴۰۲، حدود چهل درصد مشارکت انجام شد؛ به این معنا که شصت درصد جامعه در انتخابات حضور نداشتند و حتی برخی نمایندگان در تهران با آرای بسیار پائین انتخاب شدند. در انتخابات ریاست جمهوری نیز، حتی با حضور نامزدهایی که مورد حمایت گسترده احزاب و گروه‌های مختلف بودند، مشارکت در دور اول حدود چهل درصد و در دور دوم به حدود پنجاه درصد رسید. این یعنی صدای کاهش مشروعیت مدت‌ها پیش از این اعتراضات به گوش رسیده بود.

با این حال، در رخداد اخیر، بشکه باروتی که آماده انفجار بود، جرقه اقتصادی داشت. این در حالیست که تحلیلگران و کارشناسان اجتماعی، با دید و دقت علمی به این وقایع می‌نگرند و این مساله را تحلیل می‌کنند که اعتراضات اولیه اقتصادی، چگونه به سطحی دیگر ارتقا پیدا کرد.

❓در روزهای اخیر بسیاری از مقامات بر واکاوی ریشه اعتراضات اخیر تاکید داشتند. به عنوان مثال رئیس‌جمهور پزشکیان در نامه‌ای خطاب به وزیر علوم خواستار آن شدند که از ظرفیت دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و اندیشکده‌ها در مسیر شناخت زمینه‌ها، ابعاد، علل و نحوه بروز اعتراضات و پیامدهای آن استفاده شود. در این میان بحث خشم و بروز خشونت از حیث جامعه‌شناسی به میان می‌آید. این مولفه تا چه حد در وقایع اخیر دخیل بوده است؟ 

واقعیت این است که در هر جامعه‌ای خشم فروخفته وجود دارد و به نحوی بروز می‌کند. وقتی جامعه‌ای مشاهده می‌کند که نظام سیاسی نسبت به آنها بی‌تفاوتی و سپس خشونت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روا می‌دارد، این خشم ظاهر می‌شود. به عنوان مثال، رفتارهای حراست در دانشگاه‌ها یا تحمیل دیدگاه‌های ایدئولوژیک در آموزش و پرورش، نمونه‌ای از خشونت اجتماعی است. نابسامانی اقتصادی و شکاف طبقاتی شدید نیز خشونت اقتصادی محسوب می‌شود و محدودیت در رقابت‌های سیاسی هم خشونت سیاسی قلمداد می‌شود.

در اعتراضات اخیر، شاهد بودیم که نوجوانان و جوانان به خشونت متوسل شدند، زنان با جدیت شعار می‌دادند و جمعیت عظیمی در اعتراضات حضور داشتند. البته ممکن است افرادی از قبل مسلح شده و برنامه‌ریزی داشته باشند، اما به هر ترتیب باید گفت که خشونت، به دلیل شرایط ساختاری جامعه وجود دارد و نه صرفاً به دلیل اقدامات محدود گروهی.

در این مسیر پیش‌بینی می‌شود که در ماه‌های آینده، وضعیت اقتصادی با تلاطم‌های دیگر روبرو شود و این نابسامانی‌های اقتصادی مجدد، بحران‌های جدیدی به همراه خواهد داشت و اعتراضات احتمالی، شدیدتر و گسترده‌تر خواهند بود. تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که اعتراضات از سال ۱۳۸۸ تاکنون، هر بار خشونت‌آمیزتر شده‌اند. این نشان می‌دهد که خشونت به بخشی از ماهیت جامعه تبدیل شده است. وقتی از ماهیت صحبت می‌کنیم، منظور جنبه ساختاری و مستمر است، نه وقوع تصادفی چند حادثه محدود.

از حیث علمی در تمامی ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، خشونت به نحوی نهادینه شده و اساساً خشونت به جامعه تحمیل شده که کاهش سرمایه اجتماعی و گسست اجتماعی را به دنبال داشته است. این شرایط، باعث شده است که واکنش مردم نیز خشونت‌آمیز شود. اعتراضات اخیر، تنها یک نمونه از این واکنش‌ها هستند و نتیجه طبیعی آن تضاد میان ساختار قدرت و مطالبات مردم است. 

از دیدگاه تاریخی، مردم ایران از سال ۱۳۸۸ تا به امروز، بارها در معرض فشارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی قرار گرفته‌اند و هر بار که شرایط بحرانی شده، اعتراضات به تدریج شکل گرفته و شدت یافته است. این روند نشان می‌دهد که اعتراضات اخیر، صرفاً یک حادثه محدود نیست، بلکه ادامه‌ یک روند طولانی و پیوسته است.

❓از منظر ماهوی، اساساً چرا اعتراض به وضعیت اقتصادی به سمت دیگر سوق پیدا می‌کند؟ 

اعتراضات اقتصادی، اگرچه جرقه اولیه را ایجاد می‌کنند، اما بستر سیاسی و اجتماعی ماهیت آنرا تغییر می‌دهند. نارضایتی انباشته، خشم پنهان و مسائل دیگر، عواملی هستند که باعث می‌شوند اعتراضات اقتصادی، به اعتراضات سیاسی و اجتماعی تبدیل شود. هر بار که ساختار قدرت به حقوق مردم بی‌توجهی کرده، جامعه واکنش نشان داده و این واکنش‌ها به مرور خشن‌تر شده‌اند.

بنابراین، نمی‌توان تنها عامل اقتصادی را مسئول این رخدادها دانست. اقتصاد، سیاست، فرهنگ و ساختار اجتماعی، همگی در شکل‌گیری این اعتراضات نقش دارند. رفتار حاکمیت و سیاست‌های نابرابر، فاصله طبقاتی و ناتوانی در پاسخگویی به نیازهای مردم، همگی باعث می‌شوند که خشم فروخورده جامعه، به شکل آشکار ظاهر شود. این خشم، اگرچه ممکن است در قالب خشونت فیزیکی و شعارهای تند بروز کند، اما ماهیت آن، پاسخ به بی‌توجهی و خشونت ساختاری است.

علاوه بر این، کاهش مشارکت در انتخابات، چالش مشروعیت سیاسی را عیان کرده است. وقتی مردم احساس می‌کنند نمایندگان واقعی آنان در مجلس حضور ندارند و قدرت تصمیم‌گیری در دست اقلیتی محدود است، نارضایتی افزایش می‌یابد. مشارکت پایین در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، نشان‌دهنده فاصله میان جامعه و ساختار سیاسی است و این فاصله، بستر اعتراضات را فراهم می‌کند.

در نهایت، باید گفت که اعتراضات اخیر، نه صرفاً ناشی از افزایش نرخ ارز و سکه، بلکه محصول مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هستند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد که این روند ادامه خواهد داشت و اعتراضات آینده، به احتمال زیاد خشن‌تر و گسترده‌تر خواهند بود. ماهیت جامعه به گونه‌ای شده است که هرگونه فشار اقتصادی یا اجتماعی، به سرعت واکنش خشن را برمی‌انگیزد و این روند، بازتابی از بحران‌های عمیق ساختاری است که هنوز حل نشده‌اند.

❓در ایام اخیر انتقادهایی از عدم ایفای نقش صحیح رسانه‌های داخلی در وقایع اخیر مطرح شد که قطع اینترنت ستون فقرات این موضوع برآورد شد و بسیاری از مدیران و چهره‌های مرتبط با علم رسانه آنرا مورد اشاره قرار دادند. تاثیر این موضوع بر وقایع اخیر را چگونه تحلیل می‌کنید؟ 

واقعیت غیرقابل انکار این است که رسانه‌ها در این میان نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارند. در وقایع اخیر، بسیاری از رسانه‌های داخلی به دلیل قطع اینترنت و محدودیت‌های دسترسی، نتوانستند اخبار را به شکل دقیق منتقل کنند و حتی اخبار رسمی دولت هم به درستی به دست مردم نرسید. در عوض، مرجعیت اطلاع‌رسانی به سمت شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های خارج از کشور منتقل شد و این امر موجب شد که جریان اطلاعات و روایت‌ها، از کنترل داخلی خارج شود و فضا برای برداشت‌های متفاوت و متناقض از رخدادها فراهم شود. این نوع محدودیت رسانه‌ای، همانگونه که  می‌بینیم خروجی منفی داشت و وقتی جامعه از دسترسی به اطلاعات و اخبار محروم می‌شود، توانایی تحلیل و واکنش منطقی کاهش می‌یابد و نارضایتی و سردرگمی افزون می‌شود.

بر این اساس خشونت افزایشی در این اعتراضات، مانند بهمنی است که از بالای کوه می‌آید و با هر لحظه‌ی سقوط، بر شدت تخریب و حجم خود میافزاید تا زمانی که دیگر کنترل آن ممکن نباشد. در جامعه ما نیز چنین روندی در حال شکل‌گیری است و هرچه مشکلات افزایش می‌یابد، واکنش‌های معکوس و مقاومت اجتماعی نیز بیشتر می‌شود. این روند نه تنها خشونت را تشدید می‌کند، بلکه به انشقاق اجتماعی نیز دامن می‌زند.

در کنار این مسائل، توزیع نابرابر قدرت و ثروت در جامعه، ریشه اقتصادی نیز دارد، اما صرفاً به اقتصاد محدود نمی‌شود. این شکاف، محصول توزیع نامتوازن فرصت‌ها، محدودیت‌های سیاسی و اجتماعی و نهادینه شدن فساد است. طبقه نوظهور و نوپدیدی که پس از انقلاب شکل گرفت، با برخورداری از امتیازات ویژه، توانسته است جایگاه اقتصادی و اجتماعی خود را تثبیت کند و به نوعی نماد شکاف طبقاتی و بازتولید نابرابری است. این وضعیت، صرفاً ناشی از ثروت نیست، بلکه با ریشه‌های سیاسی و اجتماعی گره خورده و به بازتولید نابرابری اقتصادی دامن زده و فساد ساختاری را تقویت کرده است. بنابراین، اعتراضات اخیر نه تنها ریشه اقتصادی دارد، بلکه محصول مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است.

این وضعیت نشان می‌دهد که نابرابری اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در ایران نه یک عامل منفرد، بلکه یک شبکه متصل از عواملی است که یکدیگر را تقویت می‌کنند. شکاف طبقاتی که امروز شاهد آن هستیم، محصول سیاست‌های غلط، محدودیت‌های سیاسی و توزیع نابرابر قدرت است. در سطح اقتصادی، این وضعیت به شکل رانت، فساد و فرصت‌های نابرابر بروز می‌کند و در سطح اجتماعی و سیاسی، به بی‌اعتمادی عمومی و خشم منجر می‌شود.

به عبارت دیگر، هیچ رخداد اجتماعی را نمی‌توان تنها ناشی از یک عامل دانست. هر اعتراض و هر نوع خشم، محصول تعامل چندین عامل مانند فشارهای اقتصادی، نابرابری اجتماعی، محدودیت‌های فرهنگی و ایدئولوژیک و دسترسی محدود به اطلاعات خواهد بود. همه این عوامل با هم، شرایطی ایجاد کرده‌اند که خشم انباشته در جامعه به شکل واکنش‌های شدید و خشونت‌آمیز ظاهر شود. 

به همین دلیل، ادامه روند فعلی اعتراضات، قطع اینترنت و محدودیت فعالیت رسانه‌های داخلی، افزایش خشونت‌های مستقیم و غیرمستقیم، و تداوم شکاف طبقاتی و نابرابری‌های اقتصادی، همگی باعث می‌شوند که وضعیت اجتماعی دشوارتر و پیچیده‌تر شود. جامعه ایران وارد چرخه‌ای شده است که هر بار فشار بیشتر شود، واکنش‌ها نیز شدیدتر و پیچیده‌تر خواهد بود. این چرخه، تنها با تغییر ساختاری در سیاست‌ها، توزیع عادلانه‌تر منابع و به رسمیت شناختن حقوق شهروندان قابل شکستن است، وگرنه جامعه به سمت بحران‌های عمیق‌تر، خشونت‌های گسترده‌تر و شکاف‌های غیرقابل جبران حرکت خواهد کرد.

❓با این تفاسیر راهکار واقعی برای بهبود وضعیت کشور در حوزه اجتماعی، سیاسی و اقتصادی چیست؟

واقعیت این است که هیچ نسخه‌ معجزه‌آسا و فوری وجود ندارد و حتی تفاوت معناداری میان دولت‌ها یا مجالس مختلف دیده نمی‌شود و مشکلات اجتماعی همچنان روندی صعودی داشته و تغییرات ملموس و پایدار رخ نداده است. از سوی دیگر وقتی قانونی برای حمایت از اعتراض‌ها و اعتصابات وجود ندارد، وقتی هر نوع اعتراض با برخورد مواجه می‌شود، اعتراضات استمرار پیدا می‌کند. اینکه مردم به خیابان‌ها بیایند، اعتراض کنند، اعتصاب کنند و صدا بلند کنند، نه تنها حق طبیعی آن‌ها است، بلکه تنها ابزار واقعی برای اعلام وضعیت خود است. 

مردم خود را در این جایگاه می‌بینند که صدای آنها شنیده نمی‌شود و در وهله بعدی، مطالبات آنها پاسخ داده نمی‌شود و به همین دلیل اعتراض را تنها ابزار واقعی برای ایجاد تغییر می‌بینند. بر همین اساس باید نیازها و مطالبات آنها دیده، شنیده و در نهایت پاسخ داده شود.

پربازدیدها

جمهوری اسلامی در دوران گذار! (۱)

خشونت خون‌بار حاکمیت با معترضان: توهم ایدئولوژیک!

تشدید «خودخواهی» در سایه ایدئولوژی مذهبی کنونی!

ضعف جمهوری اسلامی! (۱)