ضعف جمهوری اسلامی! (۲۴)
خروش تهیدستان!
احمد بخارایی: بدون توضیح!
ارسالی از سوی یکی از پیوستگان به کانال تلگرامیام پس از انتشار پست قبلی در خصوص زندانی سیاسی، مهندس سیامک مسیحپور!
باز هم تأسف!
لطفاً بخوانید:
«درود جناب دکتر
درودها به سیامک مسیحپور و پدر بزرگوارشان.
ج ا به آخر خط رسیده، این حکومت فاشیست … ! (از نقل قول معذورم) اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاق مهدی یراحی، زندانی کردن سیامک مسیحپور و دهها زندانی سیاسی دیگر نشان از مرگ دیکتاتورهاست.
ملتی که چشم دوخته به آمریکا و اسرائیل و انگلیس و … که بساط … این حکومت … را برچیند، ملتی است سرخورده و ناامید از تغییر ساختاری.
تنها راه نجات، قیام مردم است.
مرگ یکبار، شیون یکبار …!
کارد به استخوان رسیده. پزشکیان و تیمش باید استعفا دهند و باقی امور را به دست مردم بسپارند.
بنده با داشتن دو حقوق، حقوق خودم و همسر مرحومم چیزی حدود سی و سه میلیون تومان در ماه، با وجود داشتن خانهی مسکونی در کرج که به اجاره دادهام و در منطقه ۲۲ تهران خانهای با سه برابر خانهی کرج اجاره کردهام که دسترسی به پزشک داشته باشم، حقوقم کفاف هزینههای درمانم نیست.
سرطان سینه دارم، چهار ماه پیش عمل تعویض مفصل زانو داشتم که حدود نود میلیون هزینهی یک پا شده، تازه دکتر زیرمیزی نگرفت و بیمه تا حالا فقط ۲۰ میلیون پرداخت کرده. تمام استرسم این شده که پساندازی داشته باشم که از پس هزینههای دارو و درمان برآیم. بسیار مشتاقم برای مردن!
خودکشی نمیکنم تا سقوط ج ا رو شاهد باشم و گرنه به زندگیم پایان میدادم.
یکی از دوستانم که فرهنگی بازنشسته است و ۵۷ سال دارد و چند سالی است از همسرش جدا شده و دریافتیاش ۱۳ میلیون است میگفت: روز زن به بچههام گفتم برام کادو نخرید پولشو به حسابم واریز کنید که باید سیتیاسکن گردن و امآرآی کمر و … انجام بدم و پول ندارم. اشک میریخت که من باید جلو بچههام تحقیر بشم.
جمهوری اسلامی حیثیت و آبرویی برای مردم نگذاشته و حالا پس از گذشت ۴۶ سال رسیدیم به کالابرگ!»
جمهوری اسلامی گوشهای سنگینش را باز کند. خروش محرومانی که احساس «بیعدالتی» میکنند نزدیک است!