احمد بخارایی: حدود ده روز از اعتصاب سراسری کامیونداران سپری میشود. این رانندههای فهیم، درک کردهاند که «مطالبهگری» تنها راه رسیدن به مقصود است. اینها فهمیدهاند که در نظام تبعیضآلود جمهوری اسلامی، اگر سکوت کنی باختهای و «سکوت» و تسلیم، همان چیزی است که حاکمیت طلب میکند. قشرهای دیگر اجتماعی هم لازم است بدانند که راه رهایی عبارت از «مطالبهگری» است. اعتصاب کامیونداران، فریاد علیه بیعدالتی و شکاف عظیم طبقاتی است. چگونه میشود در یک کشور در شمال پایتختش، برخی منازل اجارهی ماهیانهشان به «دلار» اخذ شود و در جنوب همان شهر، بیخانمانها رها در خیابان و خانوادهها در فقر بهسر برند؟! سکوت در مقابل بیعدالتی، تقویتکنندهی «تبعیض» و تشدیدکنندهی «فقر» و ناداری است و آنان که مماشات و سکوت میکنند همیاران و زمینهساز ظالم و ظلماند!
احمد بخارایی : فرض بگیریم فرجام مذاکرات، توافق باشد و غنیسازی حدود ۴ درصد در داخل کشور تحقق پذیرد. این سطح از غنیسازی با سانتریفیوژهای نسل اولیه قابل حصول است و بخش قابل توجهی از تأسیسات غنیسازی اورانیوم با هزینههای سنگین احداث چند صد میلیارد دلاری بدون استفاده، پلمپ میشود. چرا اینهمه سرمایهگذاری باطل در کنار نیاز مملکت به تقویت زیرساختها در حوزهی انرژی و نفت؟! چه شد آن همه اصرار به غنیسازی در راستای تولید جنگافزارهای هستهای که به کار نمیآمدند!؟ فرض بگیریم تحریمها برداشته شود و فروش نفت بدون مانع باشد. آیا تصور میشود صادرات روزی دو میلیون بشکه نفت (خوشبینانه!) که درآمدش صرفاً حدود یک سوم بودجه را تأمین میکند واقعا راهگشا خواهد بود!؟ آیا آنقدر چالهچوله در مملکت وجود ندارد که با آزاد شدن پولها و ارزهای متعلق به ایران، نتوانیم شاهد گشایشی جدی باشیم؟ چگونه میشود نظامی که از #مشروعیت کافی نزد مردمش برخوردار نیست و حاکمیتی که شهروندانش را تهدید و زندانی و #اعدام میکند خواهد توانست از فرصتهای بینالمللی بهره ببرد!؟ مگر میشود سرمایهگذاران در مملکتی سکنی گزینند که حا...
گفتوگوی روزنامه «همدلی» با احمد بخارایی به بهانهی بیانیهی جمعی از جامعهشناسان در دفاع از اعتراضات مردم در دی ۱۴۰۴ | منتشر شده در ۴ بهمن ۱۴۰۴ | نمایش گزارش | مجموعهی نظام سیاسی ما نگاه مثبت و معنایی به علم نداشته است. حالا علم، چه در حوزهی جامعهشناسی باشد یا اقتصاد یا سیاست، متأسفانه در یک چهارچوب ایدئولوژیک مسائل را طی این بیش از چهار دهه دیده و بررسی کرده است. به همین خاطر هیچوقت اقبالی به سمت جامعهشناسان، اقتصاددانان و عالمان علوم سیاسی نبوده و ما طی چهار بند در این بیانیه به موضوعاتی پرداختیم؛ از جمله اعتراضات به حقی که در جریان است و باید به آن توجه شود و اینها حق مردم است که اعتراض کنند؛ و ما کنارشان ایستادهایم. در نهایت هم اشاره کردیم که متأسفانه از ظرفیت جامعهشناسی در این مملکت استفاده نمیشود که این هم بازمیگردد به آن نگاه ایدئولوژیکی که در بین نظام سیاسی ما ریشه دوانده و ساختاری شده؛ و گاه این نگاه ایدئولوژیک در حد افراطی به یک توهم نزدیک شده است که متأسفانه گریبان بسیاری از عناصر نظام سیاسی ما را گرفته است. راجع به بیانیهای که با تأخیر منتشر شد...
گفتوگوی «باریخ نیوز» با احمد بخارایی، جامعهشناس دربارهی اعتراضات خونین دی ۱۴۰۴ در «اندیشکده آیندهاندیشی سیمرغ» | منتشرشده در ۰۸ بهمن ۱۴۰۴ | نمایش گزارش | احمد بخارایی: در این گفتوگوی مفصل اشاره داشتم که با وجود و استمرار خشونتهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حاکمیت و نظام سیاسی علیه مردمان این سرزمین، در آیندهای نه چندان دور شاهد بروز اعتراضات خشونتبار نوینی خواهیم بود. ❓ریشه اعتراضات دیماه را چگونه باید واکاوی کرد؟ آیا صرفاً بحث اقتصادی در این وقایع عامل اصلی بود یا موضوعات دیگری هم در آن دخیل بودند؟ قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشت که رخدادهای اجتماعی هیچگاه تکعاملی نیستند؛ به بیان دیگر، هیچ پدیدهای مونوکوزال نیستند بلکه مالتیکوزال، یا چند علیتی است و بر همین اساس وقایع اخیر نیز از این قاعده مستثنی نیستند. ممکن است شروع این رخدادها، جرقه اقتصادی بوده باشد و قیمت ارز، سکه، تورم و ... بر آن تاثیر گذاشته باشد اما این تنها یکی از عوامل بود. عوامل اقتصادی و معیشتی که مدتها گریبان مردم را گرفته بود، همراه با سردرگمی ناشی از نابسامانیهای اقتصادی گذشته، بستری برای ...
گفتوگوی پایگاه خبری تحلیلی «فرارو» با احمد بخارایی دربارهی «عواقب انفجاری قریبالوقوع فشار اقتصادی به مردم» | منتشر شده در ۲۶ آذر ۱۴۰۴ | نمایش گزارش | احمد_بخارایی: «فشار اقتصادی مردم را با دگرگونیهای عمیق مواجه میکند. فشار اقتصادی شوخیبردار نیست؛ شاید بتوان فشارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را تاب آورد، اما فشار اقتصادی، آسیبپذیرتر و تعیینکنندهتر است.» به زبان دینی گفته میشود «کادَ الفقرُ أن یکونَ کُفراً»؛ به این معنا که نزدیک است فقر به کفر بینجامد. کفر تنها به معنای نفی وجود خدا نیست، بلکه به معنای پوشاندن است؛ بنابراین میتواند به معنای پوشاندن حقیقت نیز باشد. از این منظر، فقر باعث میشود دنیای معرفتی یک فرد به بیراهه برود و حقیقت، واقعیت و اخلاق که خود جزئی از حقایق هستند، به حاشیه رانده شوند. این بیان دینی بهروشنی توضیح میدهد که فقر چه تاثیری میتواند بر ارزشهای اخلاقی داشته باشد.» همین مساله در علوم روانشناختی و در هرم سلسلهنیازهای مازلو نیز مطرح است. وقتی فرد درگیر پاسخگویی به نیازهای اولیه مانند خوراک، پوشاک و مسکن باشد و همچنان در این مرحله درجا بزند و...